تبليغاتX
دنیایی بی جواب

با عرض درود و سلام خدمت بینندگان با صفای Yahoo2 .. حقیقتا اتفاقات اخیر کشور دل و دماغی برای تعیه مطلب برایم نگذاشته است برای همین از شما بخاطره تاخیرم پوزش میخواهم . مطلب امروز را دوست نازنین ما " ابراهیم زارع " برای Yahoo2 تعیه و ارسال کرده است که همینجا از ابراهیم عزیزم تشکر میکنم . گاهی در مباحث باستان شناسی به اتفاقات شگفت اوری برخورد می کنیم که معماهای اسرارامیزی را در برابر ما قرار می دهد . در همین زمینه افراد بسیاری هم تلاش می کنند تا با کشف و پیدا کردن جواب این معماها ما را برای بهتر قضاوت کردن یاری نمایند. مطلب امروز هم یکی از همین کارهای شگفت انگیزی است که " تور هیردال " برای حل معمای سفرهای اسرامیز تمدنهای باستانی انجام داد . در اخر یکبار دیگر از ابراهیم زارع برای تعیه و ارسال مطلب امروز تشکر می کنم . امیدوارم ابراهیم مثل گذشته Yahoo2 را خانه خود بداند و ما را یاری کند.

 

 

سفرهای عظیم فراموش شده

 

حفاری، تنها راه کاوش گذشته ها نیست. برخی کشفها در مکانهایی صورت می گیرد که امکان حفاری در آنها وجود ندارد. به عنوان مثال، می توان از کار عظیم  " تور هیردال "  ( thor heyerdahl) نام برد که راههای دریایی باستانی را در پهنه اقیانوسها کشف کرد. بدیهی است از کشتیهایی که در دورانهای باستان این تور هیردالراهها را پیموده اند، هیچ رد و نشانی بر جای نمانده است. اما هیردال نشانه هایی از یک گونه مردم را در هر دو سوی این اقیانوسها یافت، آنگاه با به خطر افکندن جان خود ثابت کرد که بخشی ازآنها در روزگارانی بسیار دور، با پیمودن اقیانوسها به سوی دیگر جهان رفته اند! در گذشته، اروپاییان گمان میکردند که دریانوردان آنها نخستین کاشفان جهان بوده اند. از جمله، فکر میکردند که نخستین بار کریسف کلمب قاره آمریکا را در سال 1492 میلادی کشف کرده است. اما آیا براستـی او نخستین کسی بود که به قاره آمریکا گام نهاد؟ نه، حقیقت این است که وی و همراهانش از دیدار با انسانهایی که پیش از آمدن آنان، هزاران سال در این قاره می زیستند، بسیار در شگفت شدند. نظیر این رویداد، در بسیاری از سرزمینهای دیگر نیز رخ داده است. کاوشگرانی که کار نقشه برداری سرزمینهای گوناگون جهان را پیش می بردند، در همه جا با انسـانها روبرو شدند و هیچ سرزمینی را ازآنان تهی نیافتند. نیاکان این انسانها چگونه به این سرزمینها گام نهاده بودند؟ چگونه توانسته بودند بدون کشتیهای بزرگی چون کشتیهای امروزین ما، از اقیانوسها بگذرند؟ یک پاسخ این بود که این کار در روزکارانی بسیار دوو، هنگامی که قاره ها به یکدیگر پیوسته بوده اند، انجام گرفته است. شاید نیز بعدها، دریانوردانی توانسته بودند با قایقهـای کوچک خود، طول سواحل قاره ها را بپیمایند و از این سو به آن سوی جهان بروند. اما گگان نمی رود که گذشتن از اقیانوسهای بسیار عمیق اطلس و آرام، با قایقهای کوچک امکان پذیر بوده باشد؟ زیرا این قایقها برای چنین کاری بسیار خطرناکند. و اما در مورد مردم جزایر جنوبی اقیانوس آرام، مسأله شگفت آوری در میان بود. این مردم بلند بالا، زیبا و باهوش، در تنهاترین و دورافتاده ترین جزایر جهان می زیستند و توضیح حضور آنها در این جزایر براستی ناممکن بود. آنان با خشکیهای دیگر، فاصله های بسیار عظیمی داشتند و کمترین امکانی که توانسته باشند خود را از آمریکا به این جزایر دور دست برسانند، وجود نداشت. فاصله های عظیم و خطرات بی شمار، چنین امری را ناممکن می ساخت. از این گذشته، آنان به نزدیکترین همسایگان آسیایی-و حتی استرالیایی- خود نیز، هیچ شباهتی نداشتند. بومیان جزایر اقیانوس آرام یا پولینزیها   مردمان شادمان و باهوشی بودند که به آسودگی و آرامش در جزایر خود به سر می بردند و از بسیاری از مردم جهان آسوده تر و شادمانه تر می زیستند. آب و هوای عالی این جزایر، مواد غذایی و پناهگاه مورد نیاز آنان را به فراوانی فراهم می آورد. با این همه، در کشاورزی نیز چیره دست بودند و محصولات خود را درست به شیوه کشاورزان سرزمینهای دیگر، می کشتند و می درویدند. نخستین کاوشگران، این امر را بسیار شگفت انگیز تلقی کردند. و براستی، چرا روشها و شیوه های کشاورزی، در بخشهای گوناگون جهان، همه یکسان بودند؟ آیا این امر، از سر تصادف بود؟ یا نیاکان مشترکی، آن را به همه انسانها آموخته بودند؟ بسیار شگفت انگیز بود که این مردمان، گندم و غلات دیگر را می کشتند و می رویاندند و می درویدند و درست به شیوه ما، و با ابزارهایی یکسان، آنها را آرد می کردند. به همین سان، گونه های چارپایان اهلی آنان، با برخی از گونه های چارپایان اهلی ما، یکی بود. پولینزیها در ماهیگیری نیز چیره دست بودند و در پی این کار از جزیره ای به جزیره دیگر میرفتند. دریانوردانشان از روی حرکت ستارگان جهت و مسیر خود را می یافتند و درباره حرکات خورشید و ماه نیز آگاهیهای چشمگیری داشتند. در برخی از این جزیره ها، پاهای بلند و پیکره های عظیم شگفت انگیزی از سنگ ساخته بودند. این بناها و پیکره ها از بسیاری جهات به بناها و پیکره های سرزمینهای بسیار دوردست دیگر شباهت داشتند و برای ساختن آنها از صخره های عظیم و غول آسا بهره گرفته بودند. دشوار است دریابیم که این پیکره های بسیار عظیم را، چگونه بر سر پا قرار داده اند. تعداد این مجسمه های کوه پیکر که برخی از آنها 20 تن وزن و 10 مترارتفاع دارند، حتی از 1000 نیز در میگذرد. این مجسمه ها را مردم پولینزی، روزگاری، از سنگهای عظیم آتشفشانی تراشیده اند و شا ید نمادهایی از رهبران یا خدایان آنان بوده اند. بحث در باره این که این مجسمه ها چه معنی دارند و چگونه و چرا ساخته شده اند، هنوز نیز در میان پژوهشگران ادامه دارد و به نتیجه قطعی نرسیده است. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 4:56 قبل از ظهر |

سالهاست که در این وبلاگ با شما از عجایب و اسرار باستان شناسی جهان حرف میزنم . تا انجا که در توانم بوده سعی کرده ام شما را با تئوری و سئوالات پیرامون این ابنیه های تاریخی اشنا کنم . در این بناهای باشکوه اسراری وجود دارد که هنوز انسان امروز نتوانسته است معمای انها را حل کند . امروز سعی دارم بصورت فشرده شما را با این امکان باستانی اشنا کنم .

 

 

" معمای تمدن های ناپدید شده "

 

 

هر تمدنی یک معماست, این جمله " پیتر کولوسایمو " باستان شناس معروف ایتالیائیست, و براستی که اینچنین است . انسان امروز نمیداند انها دارای چه قدرتی و چه معلوماتی بودند و سئوال بی جواب تمام تمدنها این است که انها این علوم را چگونه بدست اوردند.؟ گاهی کشف واقعیت چنان دشوار می شود که در مقابل هر یک از این پدیده ها فقط یک علامت سئوال باقی می ماند و هیچکس قادر نیست که پاسخ ساکسی هوامانمستدل و قانع کننده ای برای ان بیابد . یکی از این عجایب تمدن باستان, معبد مارپیچ "بریتانی" است که نزدیک به 13 کیلومتر طول دارد و در ساختن ان بیش از 10000 قطعه سنگ بزرگ بکار رفته است . 300 قطعه از این سنگها هر کدام بیش از 15 پا یعنی نزدیک به 5 متر ارتفاع دارد .!! باز در اینجا این سئوال همیشگی مطرح میشود که چه کسی این بنای عظیم را ساخته است !؟ بنای عجاب انگیز دیگر که توجه دانشمندان و باستان شناسان را به خود جلب کرده یک قلعه قدیمی است به نام " ساکسا هوامن "  که پیش از شکوفائی تمدن "اینکا" ساخته شده است . کدام موجوداتی که از لحاظ جسمانی و عقلانی در حکم غول هایی بشمار میرفتند توانسته اند قبل از " اینکاها " این قلعهء باستانی را در کوهستان " اند " بنا نهد .؟ نکته شگفت انگیز درباره این بنای عظیم ان است که ساکنان اولیه " پرو " در امریکای جنوبی چگونه توانسته اند صدها بلوک سنگی را که برخی از انها 200 تن وزن دارند از زمین بلند کرده و این سنگهای عظیم را به منطقه ای که بیش از 3 کیلومتر از سطح دریا ارتفاع دارد منتقل سازند.؟ باستان شناسان در امريکاي جنوبي با معماهاي بيشماري روبرو هستند که هيچ جواب قانع کننده اي براي ان ندارند . دشتهاي نازکا و هزاران اثار ديگر تنها گوشه اي از اين معماي باستاني هستند.. در نقطه دیگر از این جهان یعنی جزیره " ایستر " پیکره های سنگی غول اسائی بطور پراکنده به  چشم میخورد که معلوم نیست الهام بخش این چهره های سنگی عظیم الچثه چه کسانی بودند.؟ پرسش بعدی ما درباره سکوهای " بعلبک " در سوریه میباشد . چه کسانی طرح اولیه این سکوهای اعجاب انگیز را ریخته اند و با چه وسایلی تخته سنگهای عظیمی را که هر یک بیش از 1200 تن (دقت کنید 1200 تن) وزن دارد بلند کرده بر فراز 54 ستون بلند که ارتفاع هر یک از انها به 27 متر میرسد قرار داده اند , انهم در قلب صحرا .؟ براستي انسان چه جوابي براي اين معماهاي باستاني دارد  "

" معبد عجیب "

 

بنای دیگری که توجه دانشمندان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است, معبد مشهوری است موسوم به " پاگودای سیاه " ایا میتوان تصور کرد که این معبد عظیم را مردمان قدیم ساخته باشند.؟ این معبد 228 پا ( حدود 69 متر ) ارتفاع دارد و روی ان سقف یکپارچه ای از سنگ قرار گرفته است که وزن ان را 2000 تن ( به وزن ها دقت کنید ) تخمین می زنند !! معلوم نیست کسانی که این معبد عجیب را بنا نهاده اند چگونه موجوداتی بوده اند و چه نیروی خارق العاده ای داشته اند .؟ من از شما میپرسم کدام جرثقیل مدرنی را میشناسید که بتواند سنگینی وزنی معادل 2000 تن را جابجا کند .؟ دانشمندان فرضیات مختلفی دارند ..مثل انسانهای فضائی و بشقاب پرندها...شما هم میتوانید فرضیات خود را بصورت جامع بنویسید تا انرا در وبلاک قرار دهم همین کار را در وبلاکهای خارجی به وفور میتوان دید . ایا تمدنهائی با تکنولوژی فوق مدرن و معلوماتی فراتر از انسان امروز در این کره خاکی زندگی میکردند و سپس نابود شده اند.؟ ایا از انهمه علم و تکنولوژی تنها همین بناها باقی مانده .؟ در مورد اهرام ثلاثه مصر مطالب بسیاری در وبلاگ قرار گرفته است و ذکر انها تکرار است. اری تمدنهای گذشته بسیار پر رمز راز است . هنگامی که کاوشگران اسکلتی را از زیر خاک بیرون می اورند, انسان به اندیشه فرو میرود و از خود می پرسد که این شخص در چه دوره ای از تاریخ زندگی می کرده است؟ براستی هیچ چیز جالبتر از کنکاش در گذشته نیست . در غبار تمدنهای فراموش شده درسها و شاید هشدارهائی برای زمان ما نهفته است . در روستاها و شهرهای ویران شده باستانی که از زیر خاک بیرون امده اند , زمانی مردان و زنانی میزیستند که همانند ما عشق می ورزیدن و تلاش می کردند و ارزوی کامیابی در سر می پروراندند , با دشمنان خود نبرد میکردند و در اخر با زندگی وداع میکردند . لیکن ما اطلاعات اندکی از انها در دست داریم و در پاره ای از موارد حتا نامشان را هم نمیدانیم...باید در گذشته جستجو کرد , چرا که بدون گذشته اینده معنائی ندارد..... برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه 1 مرداد1388 و ساعت 6:10 بعد از ظهر |

باستان شناسی را میتوان معبری تاریک فرض کرد که باید از ان به عمق تاریخ راه یافت و باستان شناسان را باید چراغهای روشن این معبر پر پیچ و خم دانست . باستان شناسی شباهت بسیاری به معماهای پلیسی دارد و باستان شناسان را باید کارگاهان این رشته دانست . انها باید مدارک و مستندات را یافته و انها را کنار هم بگذارند تا پازل این معما که همان تاریخ و تمدنهای باستانی است تکمیل شود . اما گاهی نشانه ها و مستندات بخاطره گذشت زمان که میتواند چندین هزارسال باشد بسیاری نامفهوم و گنگ است و همین امر کار کارگاهان باستان شناسی را سخت و گاهی غیر ممکن می کند . مطلب امروز در مورد یکی از این کارگاهان و باستان شناسان میباشد .  « آرتور ایوانز » باستان شناس نامی انگلستان که تنها با دنبال کردن یک افسانه توانست یکی از اسرارامیزترین معماهای باستان شناسی را حل کرده و نام خود را در تاریخ جاویدان کند. این افسانه از هیولای سخن می گفت...  « هیولای جزیره کرت » .. مطلب امروز از کتاب " کاوش در گذشته " بقلم " هوشنگ فتحی " برای شما خوبان در نظر گرفته شده است.

 

هیولای جزیره کرت

 

 

طبق افسانه نقل شده لابریت مکان پرپیچ و خمی بوده است که هر کس که وارد ان می شده در دالانهای ان سرگردان و عاقبت به دست مینوتور نابود می شده است.

جزیره کرت ، در دریای مدیترانه ، در روزگار باستان ، بین دو تمدن بزرگ مصر و یونان قرار داشت و از همین جزیره بود که یکی از معماهای کهن ، به صورت افسانه ای شگفت انگیز ، نسل به نسل و سینه به سینه نقل شده ، انسانها را به خود مشغول داشته و به فکر فرو برده است . بر طبق افسانه های مردم کرت باستان ، " مینو تور " موجودی به شکل نیمه آدمی و نیمه گاو ، با دو شاخ بلند و تیز بر سر ، در غاری عمیق در جزیره کرت می زیست و از گوشت انسان تغذیه می کرد و این موجود را مردم پرستش می کردند . مینوس ، پادشاه جزیره کرت ، برای مینوتور مکانی ویژه در برابر آن غار ساخته بود که راهرو های پیچ در پیچ و دالانهای گمراه کننده بسیار داشت و چنان بود که اگر کسی وارد این مکان می شد ، هر قدر جلو می رفت ، به چهار راه جدید می رسید و سرانجام در دهلیز های تو در توی آن گیج و گمراه می شد و در چنگال مینوتور گرفتار می شد.

این مکان عجیب را " لابریت " می گفتند  افسانه می گوید که" مینوس" پادشاه جزیره کرت ، دو فرزند داشت : پسرش " آندروژه " و دخترش " آریان " . آندروژه که ورزشکاری بی مانند بود ، بر آن شد به یونان برود و در مسابقه ای با قهرمانان ان کشور شرکت کند . در یونان آندروژه موفق شد همه قهرمانان را شکست دهد و شایستگی و مزیت جوانان کشور کرت را بر جوانان کشور یونان نشان دهد  . یونانیان که انتظار چنین شکستی را نداشتند و نمی توانستند شرم شکست را تحمل کنند ، تصمیم به قتل شاهزاده کرت گرفتند و سرانجام او را کشتند. چون خبر کشته شدن آندروژه به پادشاه جزیره کرت رسید ، چنان خشمگین شد که به قصد خونخواهی فرزند ، با صد کشتی ، انباشته از سربازان انتقامجو ، به یونان حمله ور شد و نه فقط آتن ، مرکز یونان را ویران کرد ، بلکه دستور داد یونانیان هر 9 سال یکبار 14 جوان  7 پسر و 7 دختر ، را به عنوان خونبهای فرزندش روانه جزیره کرت کنند تا به قربانگاه لابریت فرستاده شوند. این انتقام وحشتناک ، دو بار به فاصله 9 سال تکرار شد . هر بار 14 دختر و پسر یونانی ، در میان اشک و ناله مردم ، سوار بریک کشتی که بادبانهای سیاه ، به نشانه ماتم  داشت به جزیره کردت فرستاده می شدند و دیگر بازنمیگشتند. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID =  Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 3 آذر1387 و ساعت 1:25 قبل از ظهر |

با درود سلام خدمت دوستان و بینندگان Yahoo2 از این که مطلب این پست کمی دیر در وبلاگ قرار گرفت از شما پوزش میخواهم . تا امروز مطالب بیشماری از شگفتیها و اسرار تمدنهای مختلف باستانی در Yahoo2 قرار گرفته است و معماهای این تمدنها از جهات گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . مطلب امروز در مورد اسطورهای مشترک این اقوام میباشد . چگونه ممکن است یک اسطوره یا افسانه در قاره امریکا روایت شود و دقیقا همان افسانه در قاره اسیا و افریقا هم بگونه دیگر تکرار شود .؟!! فرض کنید خدای ناکرده تمدن امروز بشر بخاطره حادثه طبیعی یا در اثر جنگ اتمی منهدم شود, به نظر شما افراد اندکی که بر کره زمین باقی میمانند, دستاوردهای امروز بشر را چگونه تشبیه می کنند.؟ نسلهای اینده چگونه در مورد این روایات قضاوت خواهند کرد.؟ پس مطلب امروز را با قضاوت اینچنینی مورد مطالعه قرار دهید.

 

اسطوره های آسرارامیز

 

در این تصویر دو شکل شبیه هم را مشاهده می کنید . در تصویر سمت راست فضانورد عصر حاضر را مشاهده میکنید اما تصویر سمت چپ مجسمه کوچکی متعلق به 3000 سال پیش میباشد . سازنده این مجسمه از چه چیز الهام گرفته است.

در ساحل رود نسبتا کم عرض " موزنا " که از " کوردیلرابلانکا " در غرب " پــــرو " سر چشمه میگیرد و به داخل امازون می ریزد, دهکده به خواب رفته ای بنام " چن وین دوهوانتار " وجود دارد که این اسم را از یک تمدن بسیار بزرگ گرفته است . به نظر میرسد که فرهنگ انها در ان منطقه حاکم بوده است . پرفسور " جولیو تلو " یکی از باستان شناسان اهل پـــرو  که متخصص نژاد سرخپوستان میباشد رد پای تمدن " چن وین " را تا مسافات دور اطراف انجا پیدا کرده است . قدیمی ترین اثار فرهنگی و تمدن انها به 4000 سال قبل میلاد بر میگردد و بعضی از بناهای انها نیز در سال 715 میلادی ساخته شده اند . تاریخ دقیق انها هر چه که باشد این امر مسلم شده است که تمدن انها در 1500 سال قبل از میلاد به اوج شکوفایی خود رسیده و از ساحل اقیانوس ارام تا سرچشمه های رودخانه امازون را زیر سلطه خود داشته اند . معروفترین حیوان اسطوره " چن وین " ... " جگوار " بوده است . البته مارها و کاندورها ( کاندور نوعی لاشخور در امریکای لاتین است که طول فاصله بین بالهای انها گاهی به 3 متر میرسد ) نیز مانند تصاویر موجودات نیمه انسان و نیمه حیوان که در فرهنگ سایر تمدنهای امریکای باستان مشاهده شده از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند. جگــوار و پیــوما ( شیر کوهی ) به عنوان سمبل الوهیت و خدایی همان نقش شیر در میتولژی ( فرهنگ ) دنیای قدیم را داشته اند . و کاندور نیز همان نقش عقاب ما را بازی میکرده است . اما در مورد نقش مارها یک شکل بسیار حیرت انگیز وجود دارد . شکل این مار وقتی بصورت کشیده و باز بوده شکل سفینه فضایی باریک و دراز را بخود میگرفته و زمانی که چمبره و حلقه میزده است بصورت سمبلی از کهکشان در می امده است .! و موجود سمبلیک دیگری که هر بیننده را بیاد ارابه فضایی می اندازد مرغ اتش یا مرغ تندر میباشد . و انرا گاهی بصورت عقاب , شاهین, کاندور و یا جانور خزنده بالدار بکار میبرده اند و همان پرنده ای است که در نوک ستونهای یادبود بنام " تاتم پل " مشاهده می کنیم و شبیه به مار پردار " ازتک ها ", هیولای بالدار هندوها ,  اژدهای پرنده چینی ها , شاهین اسطوره مردم زیمباوه و ققنوس مصریان باستان که عقیده داشته اند هر 500 سال یکبار از میان خاکستر اشیانه اش را دوباره میسازد و بر فراز شهر " هلیوپولیس " مصر ظاهر میشود, میباشد. اگر گزافه گویی نکرده و موضوعات را پیچیده و عجیب جلوه ندهیم این معمای شگفت انگیز باقی می ماند که چطور تمام ملل و اقوام باستانی با فواصلی بعید جملگی از یک پرنده اتشین و یا تندر سمبل سازی کرده اند.؟!! پرفسور " هانسون گرانسفیت " در این مورد چنین میگوید : خیلی چیزها باستانی دیروز, نامفهوم و مبهم جلوه میکرد, امروز واضع است و فردا صحت انها مورد تائید قرار خواهد گرفت . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID =  Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 24 شهریور1387 و ساعت 1:55 قبل از ظهر |

پمپیی شهر گم شده در تاریخ – قسمت سوم

 

با دورد و سلام خدمت شما دوستان و بینندگان Yahoo2 .. همانطور که می دانید در 2 قسمت مطلب گذشته با شما از یکی از مناطق باستانی جهان,  شهر فاجعه و درد یعنی شهر " پــمپیـی " حرف زدم . در قسمتهای گذشته شما با چگونگی محو دو شهر مهم روم باستان " پمپیی " و همسایه ان " هرکولانوم " اشنا شدید . اما در پست امروز که اخرین قسمت مطلب " پمپیی شهر مدفون شده در تاریخ " میباشد, شما عزیزان را با مراحل مختلف کشف این شهرها و مراحل مختلف باستان شناسی اشنا خواهم کرد . بی گمان دوستداران مطالب باستان شناسی اسرارامیز حکایت این فاجعه هولناک را از یاد نخواهند برد .

 

همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید اخرین تلاشهای یک شهروند پمپیی کاملا نمایان است . اما خشم طبیعت بی رحمانه مردم این شهر غافلگیر کرده است .

در سال 1707 میلادی تغییر مختصری در عرصه سیاست باعث شد سیسیل و بخشی از ناحیه جنوبی ایتالیا از جمله ناپل به اتریـــش تعلق گیرد و شاهزاده " دولبـــوف " فرمانروای این مناطق شود . این انتصاب کاملا مطابق با میل شاهزاده بود, نه به دلیل اب و هوای ملایم و دلپذیر منطقه بلکه بعلت سابقه تاریخی و فرهنگی ان . از دوره رنسانس به بعد اروپاییهای با فرهنگ, روزگار شکوفایی تمدن یونان و روم را نه تنها از دوران فرهنگی خود با شکوهتر و پیشرفته تر می پنداشتند بلکه ان را فصل زرینی در تاریخ تمدن بشری می دانستند . پرنس " دولبوف " تصمیم گرفت برای خود ویلایی به سبک روم باستان در منطقه بسازد و ان را با اشیاء باستانی دوره رومیها تزئین کند . در طی این سالیان روستائیان اینجا و انجا گلدان و مجسمه یا اشیاء دیگری را از زیر خاک بیرون اورده بودند و با قیمتی خوب انها را می فروختند . اما شاهزاده فکر مهمتری به سرش زد . او شنیده بود که در باغهای دامنه " وزو " اشیاء قیمتی فراوانی پیدا میشود, بنابر این زمینهای ان منطقه را خرید و کارگرانی را اجیر کرد تا در انجا گمانه زنی کنند . کارگرها سه مجسمه زن بهمراه مجسمه ای از " هرکول " و اشیاء دیگر پیدا کردند . شاهزاده " دولبوف " متوجه شد که گمانه ها به معبدی رسیده اند و این معبد لابد بخشی از یک شهر است . انها با حفاری به اینمعبد رسیدند که حدود  1/5 تا 2 متر ماده سخت اتشفشانی دور تا دور انرا فرا گرفته بود . شاهزاده با خارج کردن همه مجسمه ها علاقه خود را از دست داد, چون تا مدتهای مدیدی چیزی یافت نشده بود . چند دهه بعد وضعیت سیاسی این منطقه را به اسپانیائیها واگذار کرد. انها هم شروع به حفاری کردند و در سال 1738 به کتیبه ای برخوردند که روی ان عبارت " تئاتر هرکولانوم " نقش بسته شده بود . انچه شاهزاده دولبوف  کشف کرده بود معبد نبود بلکه سالن تئاتر بود و این منطقه نیز شهر " هرکولانوم " بود . فقط عده کمی از مورخان ان دوران از وجود این شهرها و سرنوشت انها اطلاع داشتند . حتی در محافل علمی, محل دقیق این شهرها نامشخص بود . بخصوص لایه ضخیم اتشفشانی کاملا منطقه را دگرگون کرده بود, اما سالن تئاتر مسئله را حل کرد . " هرکولانوم " حدود 7 کیلومتری جنوب غربی قله " وزو " قرار داشت . همین مشگل در مورد " پمپیی " نیز وجود داشت . محققان می دانستند این شهر در جنوب شرقی اتشفشان قرار داشته اما هیچکس نمی توانست محل انرا به دقت بیان کند . در میان مردم شایع بود در دامنه کوهی که مشرف به رودخانه " سارنو " بود, باقیمانده شهری قرار دارد که انرا " لاسیویتا " یا شهر کهن مینامیدند . زیرا پایه های ساختمانهایی کهن در انجا پیدا شده بود . در سال 1594 کارگرانی که مشغول حفر مجرایی برای لوله های اب بودند به سنگ نبشته ای برخوردند که روی ان کلمه " پمپیی " نقش شده بود . موضوع جدی گرفته نشد چون بعضی فکر میکردند این کلمه به دولتمرد رومی " پمپیی کبیر " اشاره دارد . حقیقت تا میانه قرن هجدهم اشکار نشد . در سال 1748 گروهی از مهندسان اسپانیایی که از دهه قبل در " هرکولانوم " مشغول حفاری بودند توجه خود را معطوف " لاسیویتا " کردند . انها نخست دیوار زیبایی را که روی ان نقش گل و بوته های زیبا نقاشی شده بود را پیدا کردند و بعد اسکلت مردی همراه با سکه های طلا و نقره را یافتند... این مرد این سکه ها را هنگام اتشفشان پیدا کرده و قصد فرار از مهلکه را داشته که گازهای سوزان امان این کار را به او نداده بودند . در این منطقه کار ساده تر بود زیرا خاکستر اتشفشانی نسبت به " هرکولانوم " سست تر و کم عمق تر بود . اما مهندسان به فاجعه ای که بر سر شهر نازل شده توجهی نداشتند و بیشتر در پی مجسمه های مرمر و اشیاء گرانبها بودند . هنوز محل شهر کشف نشده بود . اما در سال 1763 کتیبه ای پیدا شد که روی ان کلمه " ایالت پمپیی " نوشته شده بود . شهر باستانی و مدفون شده در دل تاریخ پیدا شده بود . جویندگان گنج به سرعت عازم منطقه شدند و حفاریهای بی رویه و غیر اصولی صدمات زیادی به اثار باستانی " وزو " وارد میکرد . " الکولیه " مهندسی که ریاست گروه حفاری را به عهده داشت فقط در فکر ان بود که خاطر " چارلز سوم " امپراطور اسپانیا را با ارسال مجسمه های برنزی و مرمر و جواهرات کشف شده خوشحال کند . بنابر این با شتاب از محلی به محل دیگر میرفت و بیشتر درصدد غارت بود تا کشف اثار تاریخی .. کچبریها از دیوارها کنده شد . نقاشیهای دیواری جدا می شد . سکه ها و مجسمه ها و اشیاء دیگر بدون انکه مشخص شود از کجا برداشته شده منتقل می شد . حتی در بعضی از جاها با انفجار باروت دیوارها را خراب میکردند تا به درون اتاقی برسند . این شیوه های وحشیانه پادشاه اسپانیا را بزودی صاحب بزرگترین مجموعه هنری باستانی اروپا کرد . گاه بیگاه یکی از شخصیتهای سیاسی برای تماشای زیر و رو کردن این اثار باستانی به محل حفاریها می امدند .. برای انها همیشه نمایشی از قبل اماده می شد.. در همین بازدیدها بناگاه کارگری فریاد می زد و گلدان یا مجسمه ای را که قبلا در زیر خاک پنهان شده بود بیرون می کشیدند . در سال 1788 شاعر و نویسنده بزرگ المان " گوته " برای تماشای این دو شهر به ایتالیا امد و از خسارتی که به این اثار وارده شده بود متاثر گردید و چنین نوشت : « هزار افسوس که این حفریات به دست متخصصان المانی انجام نگرفته است – زیرا بسیاری از اشیاء نفیس و گرانبها نابود شده است » . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

  

دانلود PDF مطلب

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 5 تیر1387 و ساعت 3:22 قبل از ظهر |

 

اگر شما دوستان قسمت اول " پمپیی شهر گم شده در تاریخ " را دنبال کرده باشید, بیاد دارید با شما از فاجعه دردناک شهری پمپیی حرف زدم , پمپیی شهر حکایت درد و است و وحشت , شهری که هر بیینده و توریستی را مبهوت خود می کند . در قسمت اول با گوشه ای از وضعیت شهر در گذشته دور و تاریخ پیدایش پمپیی و همسایه ان شهر " هرکولانوم " اشنا شدیم . در این قسمت فاجعه را از زبان یکی از مورخان روم باستان و یکی از ناظران درد و رنج مردم پمپی دنبال می کنیم . " پلینی اصغر " که خود شاهد ماجرا بود, دیده ها و مشاهدات خود را بعدها به نگارش دراورد . همین نوشته ها باعث شد بعد از گذشت هزاران سال پمپیی از یادها نرود . هر چند این شهر از صحنه تاریخ برای قرنهای متمادی محو شده بود اما این نوشته ها به باستان شناسان یاداور می شد که شهری در دل خاکستر وجود دارد . به امید خداوند منان در مطلب اینده با شما از کشف مجدد پمپیی و مراحل مختلف باستان شناسی حرف خواهم زد . امیدوارم مطالب Yahoo2 عزیزانی را که شیفته باستان شناسی و گذشته و تاریخ این کره خاکی هستند را یاری نماید تا هر چه بیشتر با گذشته جهانی که در ان زندگی می کنیم اشنا شوند . یکبار دیگر از شما دوستان و یاران که با دلگرمی و امید به بنده لطف دارید – نهایت تشکر را دارم .

 

پمپیی  شهر گم شده در تاریخ   « قسمت دوم »

 

حوالی اوت 79 بعد از میلاد زمین لرزه روستاهای اطراف " وزو " را لرزاند . در همان هنگام بعضی از چاه های اب خشک شد و چشمه ها از جوشیدن بازماندند . اینها نشانه های افزایش فشار زمین بود . بیستمین روز از ماه زمین اندکی لرزید . اسبها و گاوها بیقرار و هراسان شدند  ,پرنده ها از خواندن باز ایستادند . بعضی از مردم که زلزله سال 63 را بخاطر داشتند اسباب و لوازم خود را جمع کرده و به نقاط امن مهاجرت کردند . شب 23  و سپیده دم 24 اوت خاکستر از دهانه اتشفشان بیرون زد و باد خاکستر را به ارامی بر روی شهر منتشر کرد .. در این ساعت مردم نگران بودند و اندک اندک وحشتزده می شدند . ایا باز " پمپیی " مثل گذشته فقط میلرزید.؟ ساعت 1 بعد از ظهر 24 اوت غول خفته بیدار شده بود, از این لحظه به بعد تاریخ یکی از هولناکترین سناریوهای طبیعت را در خود ضبط میکرد . لرزشی ناگهانی سطح مسدود دهانه وزو را بکناری زد و گدازه های اتشفشانی با فشار از دهانه قله بیرون می زد . اکنون " وزو " چون اژدهای بود که از خواب برخاسته و دهان خود را به سوی اسمان گرفته و با پرتاب اتش و غرشهای وحشتناک , قدرت مرگبار خود را

کمی دورتر از شهر و نزدیک بندرگاه صحـنه ای وحشتناک باستان شناسان را شوکه کرد . اتاقی کوچک که توسط سنگ بزرگی مسدود شده بود, زنان و کودکانی را در خود جای داده بود که بخاطره حرارات بالا جمجمه انها ترکیده بود .

به رخ انسانهای بینوا می کشید . گدازهای مذاب با سرعتی دو برابر سرعت صوت به اسمان پرتاب می شد و بعد در خطی منحنی بسوی شهر فرود می امد و تا 25 کیلومتر انطرفتر پرتاب می شد . 30 کیلومتر دورتر از شهر در پایگاه " میسنوم  " جوانی وحشتزده به این صعنه مینگریست . این پسر 17 ساله که در تاریخ به " پلینی اصغر " معروف است به میسنوم امده بود تا عمویش " پلینی اکبر " مورخ بزرگ و یکی از مردان نامدار امپراطوری را ببیند . " پلینی اکبر " مولف دایره امعارف 37 جلدی تاریخ طبیعی و دریا سالار نیروی دریایی روم بود . این جوان نیز مانند عموی کنجکاو خود, ناظر دقیقی بود و گزارش دقیقی از واقعه وحشتناکی که شاهد ان بود ثبت کرد . او متوجه شد در مرحله اول انفجار « ابری شبیه مخروط کاج تا ارتفاع زیادی به اسمان برخاست و در بالا به چندین شاخه تقسیم شد . در یک لحظه این ابر سفید بود و بعد سیاه شد . عمویم که مورخی تیزبین بود متوجه اهمیت این واقعه شد و خواست ان را از نزدیک ببیند . او دستور داد زورقی سبک مهیا کنند . » کمی بعد به پلینی اکبر خبر دادند که مردم شهر " پمپیی " گرفتار فاجعه شدند . او وظیفه خود به عنوان مورخ را کنار گذاشت و در صدد برامد که به کمک مردم بشتابد .  چند قایق پارویی بزرگ را اماده کرد و در طول خلیج به راه افتاد . برادر زاده اش بهمراه او نرفت اما بعدها از دیده های خود گزارشی نوشت . با نزدیک شدن انها خاکسترهای داغ بر سر و رویشان می ریخت, تکه های سنگ گداخته و مشتعل از اسمان فرو می بارید و چند نقطه کشتی را اتش زد . مواد مذاب از ساحل به دریا میریخت, ناخدای کشتی تصمیم به بازگشت داشت اما دریا سالار به او دستور داد پیش برود . در این حال ساحل و تپه های مشرف به ان به مکانی هراسناک مبدل شده بود . بادی توفنده ابرهای داغ را در هم می پیچاند و بر در و دیوار شهر می کوباند . " پمپیی " و ویلاهای حومه ان در تاریکی مطلق فرو رفته بود . از اسمان سنگ می بارید . بعضی از سنگها بزرگ و بعضی دیگر به اندازه دانه های برنج بود و گاز بد بویی تنفس را مشگل میکرد . یکی دو ساعت بعد " پمپیی " زیر لایه ای از سنگ و خاکستر به عمق 30 سانتیمتر فرو رفته بود, ساختمانها فرو می ریخت و موجب مرگ عده دیگری می شد . مردم زیر اوارها جان می دادند . دیوار خیابانها و کوچه ها بر سر عده دیگر می ریختاتش همه جا را گرفته بود . در ساعات اولیه انفجار قسمت عمده اهالی شهر پیاده یا سوار بر اسب و گاری می گریختند – اما حدود 2000 تا 3000 نفر در شهر ماندند . شاید به دلیل انکه اهمیت واقعه را در نیافته و یا شاید هم نمیتوانستند مایملک و خانه خود را رها سازند . انها زیر سقف بناهای محکمتر پناه گرفته بودند و در برابر ریزش سنگ و خاکستر مقاومت میکردند . هر ساعت حدود 15 سانتیمتر سنگ و خاکستر به زمین می نشست . شهر " هرکولانوم " نیز زیر بارش سنگهای اتشفشانی قرار داشت , اما بسیاری از اهالی ان توانسته بودند بگریزند . شب فرا رسید اما ستونهای اتش که به اسمان میرفت شهر را روشن کرده بود . این صحنه از دید کسانی که در شهر مانده بودند شگفت انگیز و مبهوت کننده بود, اما بهت انها بهت مرگ بود . اتشفشان بزودی خشم خود را متوجه " هرکولانوم " کرد . ساعت 1 صبح 25 اوت فشار انفجار کم شد و در عوض ابشار مواد گداخته از کوه سرازیر شد . ابشار به دو شاخه تقسیم شد . یکی از این دو شاخه ابری از خاکستر و گاز داغ بود که با سرعت پیش میرفت و شاخه دیگر مواد مذاب غلیظ بود که با سرعت کمتری جریان داشت . این شاخه 750 درجه فارنهایت حرارت داشت و سر راه خود سنگ و چوب و خاک را به حالت مذاب در می اورد و پیش میرفت . ابر خاکستری که پیشاپیش ان حرکت میکرد 1800 کیلومتر در ساعت سرعت داشت . این ابر چهار دقیقه بعد به شهر " هرکولانوم " رسید و سر راه خود غرش کنان شهر را جارو کرد, سفال سقفها را از جا کند و دیوارها را ویران کرد و هنگامیکه به دریا رسید اب را به جوش اورد . گوشت و پوست انسانها و جانوران را سوزانید و ریه های انها را با خاکستر داغ و سوزان پر کرد . حتی یک نفر نیز زنده نماند . چند لحظه بعد شاخه دوم چون موجی شهر را زیرو رو کرد . " هرکولانوم " بطور کامل عاری از حیات شد و اکنون اتشفشان می خواست شهر را در زیر گدازه ها مدفون کند . بارها و بارها در طی ساعات اینده " وزو " غرید و امواج خاکستر و مواد مذاب را از دهانه خود به بیرون استفراغ کرد تا انکه شهر را در عمقی غیر قابل دسترسی مدفون کرد . " هرکولانوم " از صفهه تاریخ محو شد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID  = Jalal_webid

دانلود PDF مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 4 خرداد1387 و ساعت 2:43 قبل از ظهر |

پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ -1

 

با درود و سلام خدمت تمام دوستان و عزیزان که Yahoo2 را در طول 4 سال فعالیت همچنان حمایت می کنند. مطلب امروز یکی از عجیبترین و هولناکترین کشفیات باستان شناسی میباشد . شهر فاجعه و مرگ شهر باستانی " پـــــمپـــــیی " .. دوستانی که مطالب Yahoo2 مطالعه کردند, حتما" بیاد دارند که در تاریخ   5 خرداد 85 مطلبی با عنوان " چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " در وبلاگ قرار گرفت . ان مطلب بصورت خلاصه از این فاجعه هولناک با شما سخن می گفت .. اما مطلب امروز یک مطلب کامل و جامع در مورد این شهر کشف شده باستانی میباشد . در این مطلب با شما از تاریخ شهر پمپیی و همسایه نزدیک ان شهر     " هرکولانوم " قبل از فاجعه و موقعیت مهم این دو شهر در تاریخ روم باستان و همچنین چگونگی محو دردناک پمپیی با شما سخن خواهم گفت .. و همچنین کشف مجدد ان و مراحل مختلف باستان شناسی که همراه با تنکنیکهای نوین مهندسی میباشد را با هم مورد بررسی قرار خواهیم داد . برای همین مجبورم مطلب فوق را در 2 یا 3 پست در وبلاگ قرار بدهم . بسیار خوشحالم که بگویم برای اولین بار چنین مطلب کاملی از شهر باستانی " پــــــمپـــــیی " به زبان فارسی ترجمه شده و در سایت یا وبلاگی قرار گرفته است . و بسیار خرسندم که با حمایتهای شما یاران و عزیزان در این چند سال وبلاگی در این سطح به زبان فارسی مطالب باستان شناسی را دنبال و بررسی می کند .   این مطلب از کتاب " پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ "  بقلم  " تایم – لایف " برای شما در نظر گرفته شده است.

***

حکایت شهر پمپیی حکایت هولناک و باور نکردنی از یک فاجعه عظیم و کم سابقه طبیعت میباشد . گویی طبیعت میخواهد هنر خود را به شکلی عجیب برای نسل امروز بیادگار بگذارد . تا امروز مجسمه های زیادی توسط انسان از خاک طبیعت ساخته شده است, اما مطلب امروز حکایت معکوس این روند را برای شما بدنبال دارد. یعنی ساختن مجسمه های انسان توسط طبیعت . اینبار طبیعت با ذوق دلخراش و از خاک خود انسانهایی را مجسمه کرده است که وقتی به انها نظر می اندازید, حس وحشتناکی تمام وجود شما را تسخیر می کند . این چند سطر از مقدمه مطلب" چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " برای شما بیان شد تا شاید عمق فاجعه را بتوان ترسیم کرد .

 

متخصصان با استفاده از این حفره ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند .

در اوت 1991 جزئیات فاجعه ای که 1900 سال قبل شهر باستانی " پمپیی " را که یکی از مشهورترین و جالبترین مکانهای باستان شناسی بود , مشخص شد . باستان شناسانی که این شهر قدیمی را کشف کردند از جزئیات فاجعه ای که در روزهای 25 و 26 اوت سال 79 بعد میلاد باعث نابودی این شهر شد, باخبر شدند . انها 23 میلیون دلار بودجه در اختیار داشتند تا لایه های سنگ و خاک را از روی خرابها کنار بزنند, اما در حین حفاری به لایه ضخیمی از خاکستر سخت برخوردند که مسیر کاوشها را تغییر داد . خاکستر اتشفشان " پمپیی " خدمت مهمی به باستان شناسان کرده بود . این خاکستر بسیاری از قربانیان فاجعه را در خود محصور کرده و بعد سخت شده بود و هنگامیکه بدن قربانیان متلاشی شد, حفره ای درست به شکل و شمایل قربانیان برجا مانده بود , درست مثل قالبی اماده که در انتظار ریختگری برای شکل دادن اشیاء اماده شده , دریغا که طبیعت بی رحم با وحشیگری عجیبی به شهر تاخته بود و برای اینکه هنر و قدرت خود را برای نسل اینده به یادگار بگذارد, توسط خاکستر سوزان که به ارامی سرد شده بود قالبهای را برای اینده اماده کرده بود . دقیقا" مثل تابلوی نقاشی که خاکستر روی ان نشسته است . اما نقاش برای مدل خود شهری را انتخاب کرده و به جای رنگ از انسانهای بی نوایی که در شهر زندگی میکردند .!! متخصصان با استفاده از این حفره ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . متخصصان با استفاده از شیوه های جدید مخلوطی از سیمان و بوکسیت را بدرون هر حفر ای که تصور می شد اسراری در خود نهان دارد تزریق کردند . به این ترتیب قالبها بدون ترک خوردن خشک می شد . البته خشک شدن قالبها چند هفته طول می کشید . بعد از خشک شدن قالبها , یکی از هولناکترین فجایع تاریخ پیش روی انها ظاهر شد . شهری با شهروندانش , که برای رهایی از مرگ تلاش میکردند . اثار وحشت و نگرانی در چهره اکثر مردمان شهر به وضوع نمایان بود . همانگونه که در بالا عنوان کردم جای جای شهر مثل یک تابلوی نقاشی بود.. در خانه ای پدر فرزندش را بغل گرفته بود و زن خانه کنار ان دو نشسته و در انتظار پایان این فاجعه بود .. در جای دیگر جسد 9 نفر که در لحظات وحشت, گرفتار مرگ شده بودند—بچشم میخورد . واقعه ای که برای انها اتفاق افتاده بود واضع بود . در ساعات اولیه اتشفشانی انها زیر باران سنگی که بر شهر میبارید زیر سقف خانه ای پناه گرفته بودند, اما باران سنگ بی امان بر فراز سقفها میبارید, خیابانها را پر میکرد و از پنجره ها و درها بدرون سرارزیر می شد . انها همچنان در انتظار بودند تا ریزش سنگ متوقف شود و بناگاه چنین شد . شاید انها نفسی از سر اسودگی کشیدند و تصور کرده بودند که نجات یافته اند, اما ابر داغی از خاکستر و گاز همچون نفس مرگ بر شهر وزید . انها به سرفه افتادند و با وحشت به سوی درها دویدند اما پیش از انکه بتوانند از میان سنگها راهی باز کنند گاز سمی و سوزان انها را خفه کرده بود . . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID =Jalal_webid

دانلود PDF مطلب

 

 

توجه

اما نکته ای که لازم دیدم یاداوری کنم .. بسیاری از دوستان گله دارند که مطلب PDF کمی سنگین است . تمام مطالب PDF ما با برنامه Zip خود ویندوز فشرده شده تا حجم مطالب برای دانلود کمتر باشد . شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت 3:49 قبل از ظهر |

با عرض سلام و تبریک سال نو و ارزوی توفیق برای تمام یاران و بینندگان Yahoo2 .. مطلب امروز گر چه بیشتر یک خبر باستان شناسی میباشد, اما برای دوستانی که مطالب باستان شناسی ما را دنبال می کنند میتواند یک علامت سئوال نیز داشته باشد . در مطالب قبل و بخصوص مطلب " تمدن اسرارامیز امریکای جنوبی " که در شمارگان قبل خدمت شما عرضه شد – به تمدن " مایا " و تمدن " اینکا " ها بر میخوریم که در اوج شکوفایی شهرهای خود را رها کردند و به نقاط دیگر مهاجرت کردند . هنوز باستان شناسان جواب قطعی برای این مهاجرتها یافت نکردند و تئوریهای مطرحه شده در همان اندازه های تئوری باقیمانده است .. ایا روزی باستان شناسان دلیل مهاجرت اقوام مختلف بشری را پیدا خواهند کرد.؟

 40سال تحقيق بدون نتيجه و شگفتي باستان شناسان _ ساکنان پايتخت اسرار آميز هخامنشيان به يكباره ناپديد شدند_150 تا 200 سال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان اين شهر با يك برنامه‌ريزي دقيق تمامي اموال خود را جمع‌آوري كرده و از اين شهر به مكان نامعلومي مهاجرت كردند

 لیلا میركمالی : علت مهاجرت برنامه‌ریزی شده ساكنان شهر «دهانه غلامان » یكی از مهم‌ترین پایتخت‌های ایالتی هخامنشیان در جنوب كشور، پس از گذشت دو هزار و پانصد سال در هاله‌ای از ابهام باقی مانده و باستان‌شناسان پس از 40 سال پژوهش در این منطقه هنوز پاسخی بر این مهاجرت اسرارآمیز پیدا نكرده‌اند.

یكی از عجایب باستان‌شناسی در دوره هخامنشیان است. ساكنان این شهر در این منطقه در اوج عظمت زندگی می‌كردند و هنر و تبحر آنان از نوع معماری منحصر به فردشان در دهانه غلامان كاملا مشهود است. با این وجود ساكنان این شهر تنها در برهه تاریخی بسیار كوتاهی در این شهر زندگی كرده‌اند. 150 تا 200 سال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان این شهر با یك برنامه‌ریزی دقیق و از پیش تعیین شده در یك فرصت مناسب و بدون هیچ شتابی تمامی اموال خود را جمع‌آوری كرده و از این شهر به مكان نامعلومی كه باستان‌شناسان حدس می‌زنند «پاكستان» باشد، مهاجرت كرده‌اند. دهانه غلامان در سال 1960 توسط باستان‌شناسان ایتالیایی شناسایی شد. عملیات حفاری در این محوطه بین سال‌های 1962 تا 1965 آغاز شد. اما از آنجایی كه ساكنان شهر دهانه غلامان هیچ اثری از خود باقی نگذاشته بودند باستان‌شناسان در جریان حفاری‌ها نتوانستند هیچ اثری را از منطقه به دست آورده و تنها به بررسی شواهد معماری بسنده كردند. دكتر «منصور سجادی»، باستان‌شناس و سرپرست تیم كاوش در «دهانه غلامان» و «شهر سوخته» درباره پژوهش‌های انجام شده توسط باستان شناسان ایرانی در این منطقه گفت: «یكی از نكات بسیار مهم در دهانه غلامان نبود هیچ اثری از برج و بارو، دژ و دیواری دفاعی در شهر دهانه غلامان است. همچنین از این محوطه هیچگونه اموال منقول و غیر منقول و حتی لایه‌های باستانی به دست نیامده است. این شواهد نشان می‌دهد كه ساكنان دهانه غلامان شهر را سریع، اما با آرامش و نظم تخلیه كرده‌اند و در متروك شدن آن عواملی چون جنگ و یا آتش‌سوزی و یا بیماری‌های مسری خطرناك وجود نداشته است. آنان به یك باره در یك برهه تاریخی با یكدیگر كاملا همداستان شده‌اند كه شهر را ترك كنند و هیچ اثری از خود به جای نگذارند.» . باستان‌شناسان حدس‌ها و فرضیات زیادی براساس شواهد و مطالعات خود مطرح كرده‌اند اما هنوز هیچ كس به درستی علت این مهاجرت اسرار‌آمیز را نمی‌داند. سجادی سه عامل را به عنوان دلایل این مهاجرت مطرح كرده است. به اعتقاد وی سه عامل عمده در تخلیه شهر دخالت داشته است. این مهاجرت به دنبال یك تصمیم سیاسی بزرگ، طوفان عظیم شن و یا خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه باشد كه به شهر آب می‌رسانده است.
این باستان‌شناس گفت: «عامل اول كه برخی باستان‌شناسان آن را عامل اصلی می‌دانند با پژوهش ما كاملا رد می‌شود. چرا كه این منطقه در زمان هخامنشیان در اوج قدرت بوده و از زمان بنای شهر نیز بیش از 150 یا 200 سال نمی‌گذشته است و این كه یك تصمیم سیاسی از بالا برای تخلیه این شهر گرفته شده باشد عجیب به نظر می‌رسد. چرا كه دهانه غلامان خود یك مركز سیاسی و پایتخت ایالتی در دوره هخامنشیان بوده است.» . «سجادی» همچنین به بررسی دو عامل دیگر از سوی محققان پیشنهاد شده پرداخت و گفت: «عامل دوم، یعنی وقوع طوفان شن ناگهانی نیز در تخلیه این شهر موثر نبوده چرا كه از این شهر هیچ شی‌ای به دست نیامده و از طرفی وقوع طوفان شن امری طبیعی در منطقه بوده است. با این وجود شواهد نشان می‌دهد مردم شهر زمان كافی در اختیار داشته‌اند تا اموال و اثاثیه خود را به جای دیگری منتقل كنند. طبعا طوفان شن در مقیاسی كه بتواند مردم را به ترك خان و مان خود مجبور كند، خسارات مالی و جانی بسیاری ایجاد می‌كند و شواهدی را برای آیندگان بر جای خواهد گذاشت.» . به گفته سجادی، سومین عامل یعنی خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه بهترین فرضیه به نظر می‌رسد. احتمال دارد به دلایل مختلفی یكی از سرشاخه‌های رود هیرمند كه آب مردم این شهر را تامین می‌كرده خشك شده باشد و مردم دهانه غلامان مجبور به ترك شهر شده باشند. «سجادی» در پایان همه این فرضیه‌ها را تنها احتمالاتی بسیار ضعیف خواند و تاكید كرد كه آرزوی باستان‌شناسان این است كه بدانند مردم دهانه غلامان به چه دلیل این شهر را اینچنین دقیق و برنامه‌ریزی شده ترك كرده‌اند. شهر «دهانه غلامان» در 44 كیلومتری شهرستان زابل قرار گرفته است. این شهر ابعادی به وسعت یك و نیم كیلومتر در 800 متر مربع دارد كه احتمالا در زمان هخامنشی بیش از این اندازه مساحت داشته است.

 دانلود PDF  مطلب :

. شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید .

*

 Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 5:5 قبل از ظهر |

در مورد بناهای شگفت انگیز و اسرارامیز مطالب بسیاری در  Yahoo2 نوشته شده و این ابنیه های تاریخی از ابعاد مختلف مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است . اما در مورد " پتــــــرا " و معبد زیبا و حیرت انگیز ان اطلاعات کمی به دوستداران باستان شناسی عرضه شده است . بنده در مهرماه 1384 مطلبی را تحت عنوان " اینجا شهر اجنه هاست " را در در مورد این بنای تاریخی در Yahoo2 قرار دادم . اما مطلب امروز بسیار جامع و کاملتر از مطلب قبلی است . در جهان پهناوری که ما زندگی می کنیم دو بنای باستانی و شگفت انگیز وجود دارد که تنها مصالح ساختمانی ان سنگهای تراشیده شده از دل کوه است.! به عبارتی صنعتکران باستانی کوه عظیمی را تراش داده و انرا بصورت معبد در اورده اند . هیچ مصالح ساختمانی از قبیل, اجر سیمان, کچ و غیره در ان بکار نرفته است و همانطور که عنوان شد تنها مصالح بکار رفته در انها سنگهای یکپارچه کوه است که توسط حجاران و پیکر تراشان باستانی به صورت بناء در امده است . اولین بناء اینچنینی " معبد ابوسیمبل " واقع در مصر و دیگری معبد " پــــترا " واقع در کشور اردون است . در مورد معبد " ابوسیمبل " قبلا" مطلبی نوشته و در وبلاگ قرار گرفته است (1 مرداد 86 ) – اما مطلب امروز ما مربوط میشود به دومین بناء یکپارچه از سنگ یعنی , معبـــــــــــد پتـــــــــــــــــرا . این مطلب برگرفته شده از کتاب   " کاوش در گذشته " بقلم هوشنگ فتحی میباشد.

 

 

معبــــــــــــد ســـــــرخ پتــــــرا ( دومین بناء یکپارچه از سنگ )

 

« آورده اند که ان زمان که حضرت موسی از صحرای بی اب و علف " اراباح" در جنوب غربی اردن می گذشت از گرمای سوزان خورشید و روزهای متوالی پیاده راه پیمودن از پای در امده و تشنگی بر او غلبه کرد . موسی معبد سنگی پترابه هر سوی از بیابان سوزان چشم می انداخت تا شاید نشانی از اب بیابد و سایه بانی برای استراحت بجوید که... ناگه از دور تخته سنگ عظیم گنبدی شکلی را دید که به رنگ سفید بود و در زیر تابش انوار افتاب به سان الماس می درخشید . موسی (ع) به ان سو رفت و چون به پای صخره سفید رسید با عصایی که به دست داشت بر پیکر سنگ کوفت . در ان لحظه سنگ شکاف پیدا کرد و اب زلال از دل ان به بیرون جریان یافت . موسی از ان اب گوارا نوشید و چون چندی در سایه تخته سنگ ارمید و جانی دوباره یافت و در پی ماموریت الهی خویش روان شد.» اما ان اب از جریان باز نایستاد و همچنان جوشید و جاری شد تا چشمه امید دیگران باشد و دلیلی برای به وجود امدن تمدنی شگفت انگیز  موسوم به " تمدن پترا " در همان صحرا که بعدها به " وادی موسی " شهرت یافت و چشمه اش با سادگی بسیار و جذابیتی روحانی زیارتگاه معتقدان و زائران شد. با گذشتن از کنار این چشمه و پیشروی در وادی موسی است که میتوان قدم به خطه ای نهاد که از دیدنی ترین جاهای خاور میانه و یکی از شگفت انگیز ترین اثار به جای مانده از تمدنهای باستانی است ; تمدنی به نام "پترا " - جاده ای که به منطقه پترا ختم می شود از میان یک بیابان خشک و بی اب وعلف می گذرد . این بیابان در روزگار باستان پوششی از درختان بلوط داشته و سر تا سر ان جنگل بلوط بوده استراه دسترسی به پترا یک دره سنگی عمیق است ; دره ای تنگ و باریک  به طول تقریبی 3000متر و عمق 100 متر که پهنای ان در بیشتر نقاط از 3 متر تجاوز نمی کند ! دره ای بس کم نور و هراس انگیز با پیچهای ناگهانی و تند . با گذشتن از پیچ و خمهای این گذر گاه سر به فلک کشیده که خود از عجایب طبیعت است به نا گاه نمایی از یک کوهستان خاموش در برابر دیدگان ظاهر می شود . از شیب کوهستان که سرازیر شویم خود را محوطه ای شبیه به کره ماه می بینیم . برهوت ... با شکوه... با گستره ای پهناور و پر از برامدگیها و برجستگیها و ماسه و سنگهای زرد و کمرنگ . همچنان که پیش می رویم  سنگهای زرد و سفید به تدریج جای خود را به ماسه سنگهای سرخ رنگ می دهند . رنگ اصلی بیشتر سنگهای این منطقه به رنگ سرخ است . سرانجام به فرو رفتگی عظیمی می رسیم که پیرامون ان را کوههای سنگی و صخره های بزرگ احاطه کرده اند . به هر سو که بنگریم منظره ای از سنگهای شیار خورده و حفره های کوچک و بزرگ در دل صخره ها می بینیم . اما شگفت اور تر از همه قصر ها و معبد های با شکوهی است که معماران باستانی بر سطح صخره ها و در دل کوهها پدید اورده اند. اینجا پترا است ; نامی از کلمه یونانی  " پترس" به معنی " سنگ " بر گرفته شده است. روزی پترا محل سکونت و مرکز تمدن مردمی بود که برای خود در میان صخر ه های کوهستان یک " غار شهر " عجیب و شکو همند ساخته و نوعی " غار نشینی شهری " پیشه کرده بودند. خانه های این شهر مجلل سنگی را معمارها و سنگتراشهای دوره باستان  در دل سنگهای زیبا صورتی رنگ به قدری استادانه و هنرمندانه دراورده بودند که حتی امروزه پس از سپری شدن بیش از 2000سال از ساخته شدن انها  همچنان چشم اندازی با شکوه و خیره کننده دارند ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2 تا 3 هزار سال میدانند ) . بی شک منظره ای گیرا تر از پترا نیست . هر یک از اطاق ها و سر ستونها  در ترکیب رنگهای قرمز و سیاه و سفید و زرد یک اثر هنر کامل است. پترا با مساحت 45 کیلو متر مربع  بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در خود دارد که با دست هنرمند بشر و توسط معمارهای باستانی که حجار هم بوده و ابزارهای بسیار ساده و ابتدایی داشتند ساخته شده است .  برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

دانلود PDF مطلب

 Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID  =  Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 1 دی1386 و ساعت 2:55 قبل از ظهر |

در روزگاران دور و در زمان امپراطوری " داریـــــــــــــــــوش کبیـــر  " سرزمین ایران یکی از پهناورترین کشورهای جهان و به عنوان یکی از ابر قدرتهای عصر خود محسوب می شد . بنده در مطلب " فرعـــونی از سرزمین پارس " به چگونگی فتح مصر و تاجگذاری داریوش کبیر در سرزمین فراعنه اشاره کردم . خوشبختانه مطلب فوق یکی از پر بیننده ترین مطالب Yahoo2 میباشد که دانلود PDF ان به بیش از 9000 دانلود رسید. امروز تصمیم دارم یکی دیگر از فتوحات داریوش کبیر را به شما معرفی کنم . فتح کارتاژ یکی از پر افتخارترین نبردهای ایرانیان در عصر خود میباشد . امپراطوری روم و مصر بسیار سعی کردند تا جنگجویان کارتاژ را شکست دهند – اما شکستهای متوالی انها این امر را برای انها به یک ارزو مبدل کرده بود . اما داریوش کبیر میدانست چگونه میتوان در نبرد کارتاژ پیروز میدان باشد . مطلب فوق خلاصه ای از کتاب " سرزمین جاوید " بقلم " ماریژان موله " میباشد که برای شما در نظر گرفته شده است .

 

فتح کارتاژ بدست داریــــــوش کبیـــــــــــر

 

از سه سال اول سلطنت داریوش علاوه بر نوشته های مورخین قدیم ، اطلاعاتی موجود است که متکی به اسناد غیر قابل تردید است و ان اسناد را خود داریوش به شکل کتیبه ، برای ما به یادگار گذارده است و بعضی از ان کتیبه ها در ایران بدست امده یا موجود است و بعضی دیگر در خارج از ایران و به خصوص در بابل کشف شده است . کشور ایران وسیع بود ، یک قسمت کشور کنار دریای مدیترانه قرار داشت و طرف دیگرش در مرز هند  و در ان کشور پهناور تغییر دادن الفبا یک کار آسان محسوب نمی شد و "داریوش" هم پیوسته در مرکز کشور نبود که بتواند خود بر همه جا نظارت کند . در همان سال 514 قبل از میلاد که داریوش تعلیمات اجباری را اعلام کرد ، مجبور شد که به سوریه برود زیرا حملات پی در پی نیروی دریایی " کارتاژ" بازرگانی ایران را در دریای مدیترانه فلج کرده بود. کوروش و بعد از او کمبوجیه کوشیدند که ایران را در دریای مدیترانه قدرتمند کنند ، ولی " کارتاژ " نمی گذاشت که کشتی های ایرانی به آزادی در ان دریا از یک بندر به بندر دیگر بروند و داریوش در بحبوحه ساختمان ایران در فارس و تعلیمات عمومی ،  "اتوسه" را جانشین خود کرد و به سوی سوریه به راه افتاد تا این که اگر نتواند به وسیله نیروی دریایی " کارتاژ " را بر سر جای خود بنشاند ، به وسیله نیروی زمینی ان حکومت را از پای در آورد . داریوش در جنگهای افریقایی تجربه داشت و از وضع کشورهای انجا مستحضر بود و می دانست که " کارتاژ " در مغرب لیبی قرار گرفته است . یک ارتش ایران در دوره کمبوجیه توانسته بود ارتش فرعون را در لیبی شکست دهد و فرعون را از پای در آورد و داریوش می اندیشید که اگر قشون او از همان راه برود و خود را به مغرب لیبی برساند ، خواهد توانست " کارتاژ " را ویران کند . هنگامی که بین روم و کارتاژ خصومت و جود داشت و کارتاژیها تجارت روم را در دریای مدیترانه فلج کردند ، یک نماینده مجلس سنای روم هر روز که نطقی ایراد می کرد در پایان نطق می گفت " دیگر این که  کارتاژ باید ویران شود " دویست سال قبل از دوره زندگی ان سناتور رومی داریوش به فکر افتاده بود که کارتاژ را ویران کند. در شهر " صور " داریوش از گزارش دریا سالار " هیست  " راجع به ساختن کشتی ها مستحضر شد و از ساز و برگ انها اطلاع حاصل کرد و دریا سالار ایرانی گفت که وی خواهد توانست تا شش ماه دیگر با یک نیروی دریایی قوی کارتاژ را مورد تهاجم قرار دهد . داریوش گفت شش ماه مدت طولانی است و باید زودتر کارتاژ را سرکوب کرد.  قبل از اینکه داریوش عزم کند که از راه خشکی به کارتاژ قشون بکشد یکی از سرداران ششگانه را که با او هفت نفر شدند و " گوماته "بت پرست را از پای در اوردند ، به اسم " آریاندس " فرمانفرمای مصر و به قول یونانیها  " ساتراب " مصر کرد و بعد از اینکه دانست نمی تواند به زودی از راه دریا به کارتاژ حمله کند به آریاندس اطلاع داد که قشون بسیج نماید و به او گفت که یک سپاه از مردان  " کوش " بسیج نماید . داریوش در زمان کمبوجیه در مصر بسر برده بود و می دانست که سیاه پوستان سرزمین کوش واقع در جنوب مصر ، دلیر هستند و قبل از ورود کمبوجیه به مصر ، سیاه پوستان مزبور چند بار برای فرعون های مصر تولید زحمت کردند ، زیرا از جنوب به راه افتادند و شهرهای مصر وسطی و مصر شمالی را مورد حمله قرار دادند و هر کس را دیدند کشتند و هر چه توانستند بردند. . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

 

دانلود PDF مطلب

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_web id

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 23 آبان1386 و ساعت 3:35 قبل از ظهر |

کامپیوتر باستانی

 

گذشته کره زمین بسیار پر رمز و راز است – تمدنهای بسیاری پا به عرصه حیات گذاشتند و پس از مدتی در دل تاریخ محو شدند . این تمدنها با به جا گذاشتن بناها و وسایل مختلف زندگی, چراغی را برای محققان و دانشمندان باستان شناسی روشن کرده اند تا بتوانیم با نور ان در اعماق تاریخ سفر کنیم و با گذشته نیاکان کامپیوتر باستانی در موزه اتنخود اشنا شویم . اما همیشه این مستندات چراغ راه باستان شناسان نیستند و گاهی بر تاریکی گذشته تاریخ و همچنین گذشته زمین می افزایند . در سال 1900 غواصان یونانی که برای صید اسفنج به عمق دریا رفته بودند, در نزدیکی جزیره " انتی کوترا " لاشه یک کشتی قدیمی را که پر از مجسمه های مرمرین و برنجی بود را کشف نمودند . انها مجسمه ها و دیگر اثار عتیقه را از عمق دریا بیرون کشیدند و ازمایشات بعدی نشان داد که کشتی فوق در حدود 150 سال قبل از میلاد مسیح غرق شده بود . به هنگام طبقه بندی اشیاء مکشوفه, در میان مجسمه ها و شمشیرها - یک کلوخ کج و معوج که شکل مشخصی هم نداشت در این کشتی غرق شده وجود داشت که بعدها معلوم شد ارزش ان از تمام عتیقه های موجود بیشتر است . متاسفانه در جابجایی این شی با ارزش دقت لازم بعمل نیامد و چندین بار به زمین افتاد و قطعات ان از هم جدا شد . پس از یک مرمت و باسازی استادانه معلوم شد که این شی یک سینی برنجی است که بر روی ان دوایر , کتیبه ها و چرخ دنده هایی دیده میشود . خیلی زود معلوم گردید که کتیبه های روی سینی در ارتباط با علم نجوم می باشند . پس از انکه تمام قسمتها و جزئیات سینی با دقت کامل پاکیزه و قابل رویت گردید , معلوم شد که تصاویر روی سینی دارای طرح عجیبی است و یک ماشین ناشناس را که با عقربه های متحرک, صفهه های مدرج پیچیده و پلاکهای فلزی دارای نوشته, نشان می دهد . باسازی این ماشین نشان داد که دستگاه مذکور دارای بیش از 20 چرخ دنده  میباشد که در اصل جعبه دنده دیفرانسیل با یک چرخ دوار است . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID =  Jalal.webid 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 9 آبان1386 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |

تا امروز تمدنهای مختلفی که اسرار و عجایب بیشماری را در خود جای داده اند در Yahoo2 مورد بررسی قرار گرفته است . از تمدنهای اسرارامیز امریکای جنوبی تا تمدنهای شرق اسرارامیز و مصر باستان .. در تمامی مطالب یاد شده سعی کرده ام  علاوه بر معرفی این تمدنهای عظیم شما را با ناشناخته ها و معماهای حل نشده انها اشنا سازم . امروز با شما عزیزان از کهن ترین تمدن بشری یعنی تمدن سومریان حرف خواهم زد و شما را با علوم عظیم انها اشنا خواهم کرد . به امید خدا در اینده این تمدن شگرف را بصورت جامع و کامل مورد بررسی قرار خواهیم داد .

 

در یکی از لوح های بجا مانده از سومریان محاسبه پیچیده ای بچشم میخورد که به یک عدد 15 رقمی ختم میشود این در صورتی است که در درخشانترین زمان تمدن روم و یونان انها هرگز نتوانستند از یک محاسبه 5 رقمی بگذرند.!

مطلب امروز Yahoo2 در ارتباط با سومریان یکی از کهن ترین تمدنهای بشری و یا بهتر است بگویم قدیمیترین تمدن بشری  میباشد *. این تمدن عظیم و اسرارامیز در بین النهرین یا عراق امروزی حدود  3500 تا4000 سال پیش از میلاد  پا به عرصه ظهور گذاشت و مثل اکثر تمدنهای اسرامیز و شگقت انگیز از میان رفت . دانش امروز بشر در برابر این تمدن غنی و کهن چیزی برای گفتن ندارد و هنوز نمیتواند جوابی برای معماهای باقی مانده از این تمدن شگفت انگیز به دوستداران باستان شناسی اسرارامیز بدهد . " ویل دورانت " میگوید : این تمدن که از وسعت زیادی هم برخوردار نبود,  مردمانی را باهوش و ذکاوت فوق العاده پرورش داده بود که در عرصه صنعت علوم مختلف پیشرفته خارق العاده ای از خود نشان دادند . انها توانستند انسان را که قبل از انها در غارها زندگی میکرد تبدیل به انسانی متمدن سازند . ( طبق مدارک موجود هم زمان با این تمدن در سایر نقاط جهان انسانها در غارها زندگی میکردند  .. اما در این طرف کره زمین مردمانی وجود داشتند که یکی از بزرگترین کتابخانه های باستانی جهان را اداره میکردند . در طول مطلب به این موضوع بیشتر می پردازیم . ) ویل دورانت عقیده دارد, تمدنهای بعدی مثل ایران و روم از سومریان علوم مختلفی را اموختند و از هنر و استعداد انها برای پیشرفت خود استفاده کردند . برای مثال در ساخت بناهای مثل متروپلیس و تخت جمشید از حکاکان و مجسمه سازان سومری و بابلی استفاده شده است . در سال 1896 در نزدیکی شهر موصل و بر روی تپه " کوین جق " کتیبه ای کشف شده که ریاضیدانهای امروزی هم برای محاسبه ان باید وقت زیادی را صرف کنند . بر روی این کتیبه یک محاسبه 15 رقمی که معلوم نیست برای محاسبه چه منظوری بکار میرفته است – حک شده بود . این محاسبه با نتیجه نهایی  000/000/200/955/195 به اتمام میرسید .!! عددی که ریاضیدانهای غربی و یونانی در  دوره درخشان خود هرگز به عدد 000/10 هم نرسیدند و به هر رقم بعد از ان بی نهایت می گفتند .! " اریک فن دانکین " در کتاب " ارابه خدایان " میگوید :«  نوشته های میخی قدیمی, سومریان را بچشمه خیال انگیز زندگی پیوند میدهد . بدین ترتیب است که 10 پادشاه اصلی انها مجموعا 456000 سال سلطنت می کنند و به عبارتی هر  23 پادشاه که کارهای عمرانی بعد از طوفان بزرگ ( طوفان نوح ) بر عهده داشتند مجموعا" 25510 سال و سه ماه ربع روز سلطنت کرده اند .!! یعنی مدت زمانی که برای انسان امروزی کاملا" غیر ممکن است . سومریان نام این پادشاهان را بصورت دقیق و با وسواس زیاد در طوماری ثبت کرده اند و این کار را بر روی سکه ها و مهرهای مختلف تکرار کرده اند ».  حال که به این موضوع اشاره کردم باید ذکر کنم که سومریان بزرگترین کتابخانه باستانی جهان را گرداوری کرده بودند.! ..

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 28 مهر1386 و ساعت 3:23 قبل از ظهر |

مطلب امروز Yahoo2 در مورد یکی از شگفت انگیزترین معمارهای جهان و طراحی و مهندسی بنایی بی همتا  میباشد . مطلبی در مورد معبد باستانی " ابوسیمبل " واقع در کشور مصر , بنایی یکپارچه از سنگ که در ان هیچگونه مصالح ساختمانی از قبیل سیمان و گچ و اجر در ان بکار نرفته است .!! مصالح ساختمان این بنای حیرت انگیز تنها یک کوه غولپیکر بوده که توسط صنعتگران مصرباستان و حجاران بی همتای فراعنه بصورت معبدی در امده است که نسل امروز با دیدنش در بحت و حیرت فرو می رود . تا امروز کتابهای بسیاری از چگونگی ساخت این معبد افسانه ای چاپ و منتشر شده است . حکایت ساخت  معبد " ابوسیمبل " حکایت باور نکردنی از تلاش انسانهای است که بیش از 30 سال بصورت مداوم و پیوسته بر روی سنگهای خارا  کار میکردند . کتاب "  اسراره معبد ابوسیمبل  " بقلم " زهی حواس" و " فارق حسین" دو تن از باستان شناسان نامی مصر میباشد که خلاصه ای ان برای شما در نظر گرفته شده است .

 

 

 

اگر بخواهیم از یکی از مقتدرترین فراعنه مصر نام ببریم بی شک " رامسس دوم " میتواند مشهورترین فرعون مصر باستان لقب بگیرد .  رامسس دوم از بزرگ ترين فراعنه مصر میباشد که افتخارات و فتوحات بسیاری در زمان زمامداریش صورت گرفت , " رامسس دوم " نزد مردم مصر خدایی فنا ناپذیر بود . وى از سال ۱۲۹۲ تا ۱۲۲۵ پيش از ميلاد به مدت ۶۷ سال سلطنت كرد. در دوران سلطنت او مصر شكوه و عظمت بى سابقه اى يافت و امپراتورى مصر در دوران سلطنت او از جنوب سوريه تا آبشار چهارم رود نيل گسترده بود و او حبشه و قسمتى از عربستان را هم ضميمه امپراتورى خود كرد بخاطره دوره طولانی حکومت او  مدارک و مستندات باستانی بیشماری از او به یادگار مانده است .

 

اسراره معبد " ابوسیمبل " – معبدی که در ان هیچ مصالح ساختمانی بکار نرفته است.!!

 

معبد ابوسیمبل – در این معبد از هیچ مصالح ساختمانی استفاده نشده است . بیش از 50000نفر حجار و سنگ تراش مدت 30 سال کوه را میتراشیدند تا معبد امون ساخته شود.!!

" رامسس دوم " خود را از مومنین خالص " امون " یکی از خدایان مصر باستان میدانست . " مارتوناسیس " مورخ یونانی مشاهدات خود را بعد از دیدن معبد " ابوسیمبل " اینگونه  ذکر می کند . کمتر از 10 سال از پایان ساخت معبد میگذشت –کاهن بزرگ معبد " امون " در مورد ساخت این بناء که در دل کوه " منول " به شکل حیرت انگیزی ساخته شده بود , گفت :  " رامسس دوم " در یکی از جنگهایش با خدای " امون " پیمان می بندد که اگر در این جنگ پیروز شود معبدی برای نیایش " امون " بسازد . " رامسس دوم " بعد از اینکه بر دشمنان خود غلبه کرد, چون پیروزی خویش را مدیون مساعدت" امون" میدانست – تصمیم گرفت به شکرانه مساعدت " امون " معبدی برای او بسازد که قبل از او هیچ یک از سلاطین و فرمانروایان مصر نظیر انرا نساخته باشند . او میخواست که معبد خدای " امون " را یکپارچه از سنگ بوجود اورند و در بنای ان حتی از یک اجر و یا خشت یا سیمان و کچ مورد استفاده قرار نگیرد .( عجیب نیست که بگویم بعد از گذشت 4000 سال هنوز هم هیچ بنایی با این عظمت نه ساخته شده و نه مطمئنن ساخته خواهد شد ) بعد ازمطالعات فراوان " رامسس دوم " دستور می دهد که کوه " منول " را که نزدیک رود نیل واقع شده بود را برای این کار انتخاب معبد کوچک ابوسیمبلکنند . انگاه معماران خود را مامور مطالعه کرد و انها نقشه معبد را طرح کردند و نقشه را طوری ترسیم نمودند که درب اصلی معبد به سوی مشرق باشد و در طلوع افتاب نور خورشید بر مدخل ورودی معبد بتابد و چهار مجسمه " رامسس دوم " و خانواده او را که کنار یکدیگر نشسته اند را روشن کنند . یکی دیگر از عجایب این معماری تنظیم نور خورشید در روز تولد " رامسس دوم " میباشد .!! مجسمه رامسس دوم طوری طراحی و ساخته شده است که هر سال در روز تولد او خورشید به مدت 20 دقيقه بر چهره او می‌تابد. ( به همین مناسبت هر سال در روز تولد رامسس دوم هزاران نفر از مردم سراسر جهان به اسوان و معبد ابوسیمبل میروند تا علاوه بر مشاهده این رخداد باستانی شاهد معماری شگفت انگیز مهندسان مصر باستان باشند . " برای اطلاع بیشتر از این واقع اینجا کلیک کنید )   همانطور که در مطلب "پایان هزاره - پیشگویی اهرام " به ان اشاره کردم « در انتهای معبد هم چهار مجسمه که بصورت نشسته در کنار یکدیگر قرار دارند نصب شده است – بصورت کوچکتری در انتهای معبد نصب شده است . یكی از خصوصیات جالب توجه این معبد و مجسمه های نصب شده در انتها معبد، چگونگی تنظیم جهت قرارگرفتن آنها میباشد كه باعث میشود دو بار در سال، در اول بهار و اول پائیز (اعتدالین )، اشعه خورشید دقیقا به داخلی ترین مكان معبد بتابد و  چهار مجسمه نشسته را که در انتهای معبد قرار دارد را مورد تابش اشعه خورشید قرار دهد و مکان قرارگیری مجسمه ها را کاملا" روشن کند.» بعد از اینکه نقشه نهایی طرح شد, " رامسس دوم " تمام  معماران و مهندسان را فراخواند تا از هزینه و چگونگی ساخت معبد اطلاعاتی را کسب کند . طبق نظرات مختلف از 50 تا 100 هزار حجار و پیکر تراش برای ساخت این معبد استفاده شده است . چهار مجسمه که در عتدالین فصل خورشید بر انها میتابدتوجه داشته باشید که در انزمان هنوز فلز اهن کشف نشده است و حجاران از ابزارهای مسی برای تراش دادن سنگها استفاده میکردند . بسیاری از باستان شناسان بر این عقیده اند که در انزمان این تعداد حجار و پیکر تراش در مصر وجود نداشته است و برای همین از معماران سایر کشورها برای کار این معبد دعوت بعمل امده بود . یکی دیگر از عجایب ساخت این معبد تربیت حجارانی بوده است که در زمان ساخت معبد " ابو سمبیل " به اموزش و فراگیری حجاری و پیکر تراشی مشغول بوده اند . " رامسس دوم " با هزینه کزاف حجاران را از جزیره " کرت " به مصر می اورده تا اینکه در مدرسه حجاری, اموزگار شاگردان مصری شوند و به انها فن حجاری را اموزش دهند.! .. ابتدا اطراف کوه " منول " را با تلاش فراوان مسطح و خالی کردند تا محل تردد و رفت و امد معماران به سهولت انجام پذیرد و همچنین معبد از چهار طرف قابل دسترسی باشد . سپس یک شکاف عظیم بین کوه ایجاد کردند .. این

شکاف برای ان بود که در یک طرف  ,معبداصلی و بزرگ" ابو سمبیل " و در طرف دیگر معبد کوچک که چهار پیکر ایستاده در ان قرار بود ساخته شود, این دو معبد را از هم جدا سازد . " زهی حواس " میگوید : تصور اینکه یک ضربه ناشیانه میتوانست زحمت چندین ساله حجاران را بر باد دهد – انسان را دچار حیرت می کند . امروز اگر ما در یک بنای آجری یا هر بنای که با مصالح ساختمانی,  ساخته میشود , اشتباهی بکنیم میتوانیم انرا جبران کنیم . اما در ساخت یک همچین بنای عظیمی اشتباه یعنی بر باد رفتن زحمات 30 ساله ,  چندین هزار نفر .!!  تا امروز هیچ بنایی در دنیا یافت نمیشود که با این ظرافت و دقت ساخته شده باشد .! « توضیح : در کشور اردون و محل " پــــــترا " بناء یکپارچه ای به همین نام وجود دارد که تمام معماری ان در دل کوه شکل گرفته است . اما عظمت و حجم کار این دو بناء اصلا" با هم قابل قیاس نیست. برای اطلاعات بیشتر از بنای پـتــرا میتوانید مطلب " اینجا شهر اجنه ها است " را مطالعه کنید . » در کتیبه ای که جلوی درب معبد نصب شده است , حکایت غم انگیزی وجود دارد . در این کتیبه " رامسس دوم " از تقدیم کردن قربانی به " امون " به نیکی یاد می کند . " ماتوناسیس " میگوید : انچه کاهنان میگویند انسان را به وحشت می اندازد , " رامسس دوم " بیش از 50000 انسان را در طول 30 سال مقابل معبد گردن زده و خون انها را بر در ودیوار معبد پاشید . او در جنگهایش اسیران بیشماری را به این مکان می اورده و انها را تقدیم به " امون " میکرده است .  اسرار معبد " ابو سیمبل " انچنان شگفت انگیز است که انسان با دیدنش هرگز انرا از یاد نخواهد برد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

 

 دانلود PDF مطلب

کتابخانه وبلاگ

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 5:12 قبل از ظهر |

در دست این مجسمه بی سر که متعلق به پسر یکی از کائنان مصر است کتیبه ای بچشم میخورد که از تاجگذاری کمبوجیه در سرزمین مصر حکایت دارد .

چندی پیش برای تعیه مطلبی در مورد " کتیبه خورشید " که مربوط به تمدن فراعنه است, در اینترنت جستجو میکردم . در سایت " واتیکان " ناگهان چشمم به واژه عجیبی افتاد : " فرعونی از سرزمین پارس " این کتیبه در مورد " کمبوجیه "  پسر کوروش کبیر , پادشاه ایران زمین بود . خیلی تعجب کردم .!! میدانستم در گذشته های دور ایرانیان بر سرزمینهای پهناوری حکومت میکردند, اما نمیدانستم پادشاهان ایرانی در مصر باستان تاج پادشاهی را بر سر گذاشتند و به عنوان  "فرعون " در ان سرزمین افسانه ای تاجگذاری کردند . خیلی برایم جالب بود, میدانستم برای شما دوستان هم جالب و جذاب است که بدانید نیاکانمان چگونه توانستند قدرت و عظمت ایرانیان را در سرزمین فراعنه به تصویر بکشند . معتبرترین سند تاریخی فتح مصر و تاجگذاری در سرزمین فراعنه - توسط پادشاه ایران ,کتیبه ای است که به خط هیروگلیف بر روی مجسمه بدون سر که متعلق به پسر کاهن بزرگ معبد " سایس " میباشد ,حک شده  است :

» هنگامیکه کمبوجیه شاه بزرگ و شاه تمام کشورها به مصر امد, با او مردان بسیاری از کشورهای مختلف بودند . او در این کشور به تمامی مصر به پادشاهی یافت .( مصر علیا و مصر سفلی ) ... سپس پادشاه به معبد سایس رفت و در برابر الهه نیت به خاک افتاد ... او مرا پزشک بزرگ نامید و من به دستور پادشاه, زمین های خوب به کاهنان دادم ,کودکان را غذا دادم ,کارهای سودمند برای تنگدستان و یتیمان انجام دادم و به فرمان شاه همه را از گرفتاری های بزرگ رهانیدم. « این کتیبه اکنون در موزه " واتیکان نگهداری میشود .

 

فرعونی از سرزمین پارس

 

مجسمه بدون سر داریوش کبیر  : بر پایه این مجسمه با خط هیروگلیف مصری از داریوش به عنوان فرعون مصر یاد شده است .

اما هردوت درباره حمله" کمبوجیه " به نقل از مصریان نوشته است : پادشاه جدید ایران صفیری را به مصر فرستاد و دختر فرعون را خواستگاری کرد, ولی فرعون " امازیس " به جای دختر خودش, دختر یکی از درباریان را برای شاه ایران فرستاد . مدتی بعد با فاش شدن راز دختر, کمبوجیه تصمیم گرفت به مصر حمله کند .! البته بعضی از مورخان ایرانی این گفته مصریان را که هردودت نقل می کند قبول ندارند . انها میگویند : پادشاه ایران مدتها بود که تصمیم به فتح مصر داشت و شاید این بهانه خوبی بوده تا " کمبوجیه " بتواند تصمیم خود را عملی سازد . در سال 529 قبل از میلاد سپاه ایران به سوی فینیقیه حرکت کرد . " امازیس " فرعون مصر که فکر میکرد پادشاه ایران میخواهد به کمک نیروی دریایی خود در سواحل لبنان و فلسطین و از طریق دریای مدیترانه به مصر حمله کند, تمام نیروهای خود را در بنادر دلتای نیل مستقر کرد . اما " کمبوجیه " که در کنار پدرش " کوروش کبیر " تاکتیکهای جنگی و همچنین سیاست و مردم داری را فراگرفته بود سپاهیانش را از طریق خشکی و در امتداد ساحل دریا به سوی صحرای سینا حرکت داد . برای عبور از صحرای خشک و سوزان سینا " کمبوجیه " به حاکمان عرب دستور داده بود تا در فواصل معین شترهای با مشک پر از اب قرار داده شوند تا سپاهیان او با کمبود اب مواجه نشوند . » مورخان میگویند : برای اولین بار یک لشکر جنگی توانست از راه صحرای سینا عبور کند و خود را به شهرهای مصر برساند. « - فرعون " امازیس " که تازه متوجه اشتباه خود شده بود قوای مصر را به سوی مرزهای خشکی برگرداند . با مرگ ناگهانی " امازیس " پسر جوانش " پسماتیک " سوم بر تخت نشست ,اما جوانی و تجربه کم از او در برابر " کمبوجیه " یک مقلوب کامل ساخت و لشکریانش مصر مجبور شدند" ممفیس " پایتخت مصر را به سپاهیان ایران واگذار کنند . " کمبوجیه " که راه و رسم حکومت و سیاست را از پدرش " کوروش " اموخته بود – همچو پدر بزرگوارش رفتار کرد . او به سپاهیان دستور داد تا شهر را غارت نکنند و به عقاید مصریان احترام بگذارند . پادشاه ایران پس از ورود به پایتخت, خود را فرعون جدید مصر علیا و سفلی نامید و به عنوان اولین فرعون سلسله 27 تاجگذاری کرد . " کمبوجیه " سپس لباس فراعنه را پوشید و به معبد " سایس " رفت تا در مراسم مذهبی شرکت کند . کاهنان مصر هم " کمبوجیه " را فرزند الهه " نیت " و فرعون قانونی خود نامیدند . توضیح  مجسمه بدون سر داریوش . محل نگهداری موزه ایران باستان – ارتفاع 2 متر و عرض 35 سانتیمتر – قدمت : 520 تا 550 سال قبل از میلاد مسیح.

 

داریوش کبیر " فرعون دوم از سلسله 27 "

در مورد رسیدن " داریوش " به پادشاهی ایران و مرگ " گمبوجیه " روایات بسیاری در تاریخ به ثبت رسیده است که مربوط به مطلب امروز ما نمیشود . اما تمام مورخان بر این عقیده هستند که " کمبوجیه " پس از فتح مصر بار دیگر به فکر جهانگشایی افتاد- به همین دلیل رهسپار دیار " قرطاجنه " یا همان لیبی امروزه شد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

 دوستانی که برای تحقیق  به منابع بیشتری نیاز دارند میتوانند به سایتهای زیر مراجع کنند .

در این سایت تمام القاب و قلمروهای حکومتی داریوش کبیر که به زبان هیروگلیف بر پایه مجسمه او نقش بسته است – با دقت بررسی شده است . کلیک کنید .

 سایت واتیکان    سایت پژوهش ایران باستان     سایت شماره 1   سایت شماره 2

 

دانلود PDF مطلب

کتابخانه وبلاگ

 

  Jalal.sayadey@gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 2 خرداد1386 و ساعت 9:1 بعد از ظهر |

دوستانی که تا امروز مباحث و مطالب Yahoo2 را دنبال کرده اند, می دانند - که در این وبلاگ سعی شده است تا از یک زاویه دیگر به تمدن های بشری نظر بیندازیم . تمام سعی ما این است که مستندات و مدارک باقی مانده از نیاکانمان را,  از ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و جوابی منطقی بر هزاران معما و اسرار این تمدنهای اعجاب انگیز , داشته باشیم . شاید با خواندن مقالات مطرح شده در Yahoo2 – دیگر به امریکای لاتین و اقوام گذشته ان , به چشم انسانهای وحشی و خونخوار نگاه نکنیم . شاید برای لحظه ای هم که شده از خود بپرسیم : این اقوام از کجا امدند .؟ و علوم اسرارامیزشان را از کجا فراگرفتند.؟! در مطلب امروز  بار دیگر با تاریخ همسفر خواهیم شد تا ما را به عمق تمدنهای اسرارامیز امریکای لاتین ببرد . در این سفر شما میتوانید با هنرمندان و صنعتگران بی همتای این قاره شگفت انگیز و کارهایشان اشنا شوید و انگاه به سئوالات مطرح شده جواب بدهید .

 

شگفت انگیزترین صنعتگران باستانی ( بررسی هنر و صنعت در تمدنهای اسرارامیز امریکای لاتین )

 

 

قدمت این کره های سنگی به درستی معلوم نیست. قطر بعضی از انها 3 متر و وزن انها بین 15 تا 16 تن میباشد .

 

شاید وقتی نام سرخپوستان یا رنگین پوستان امریکای لاتین را بشنوید , ناخودگاه بیاد اراجیف و حرفهای پوچ مورخان غربی بی افتید که از این انسانها و اقوامشان , به عنوان یک تمدن وحشی و بربر یاد می کنند . اما در دهها مطلبی که در Yahoo2 قرار گرفته است به شما نشان دادیم که اقوام این سرزمین – دارای انچنان دانش و علومی بودند که محققان امروز را به شگفتی واداشته اند . دانشمندان ریاضی " مایا " اعجوبه های بی همتای بودند که نظریشان کمتر در تاریخ دیده میشود .! منجمان باستانی امریکای لاتین به انچنان دانشی دست یافته بودند که فاصله بسیاری از سیارات را تا کره زمین می دانستند .! معماران انها, چنان بناهای از خود به یادگار گذاشته اند که با جدیدترین بناهای امروزی بشر قابل رقابت است . ( دوستانی که تازه با وبلاگ - دنیایی بی جواب – اشنا شده اند, میتوانند به کتابخانه وبلاگ مراجعه کرده و کتابهای Yahoo2 را که گلچینی از مطالب ارائه شده در این وبلاگ است را دانلود کرده و مطالعه کنند ) .. امروز شما با یکی دیگر از معماهای  این دیار اشنا خواهید شد .

 

 " صنعتگران و هنرمندان باستانی در امریکای لاتین "

 

پرفسور سمیول ( اسماعیل ) کلاتراپ و همسرش هلن تنشارد , سالهای بسیاری را صرف مطالعه و تحقیق در مورد اقوام مختلف امریکای لاتین کردند . انها سرزمین های بسیاری را مورد کنکاش قرار دادند . از مکزیک و کاستاریکا گرفته تا گواتمالا و پرو از شیلی تا برزیل ... هر جا که میتوانست اطلاعاتی از اقوام مختلف این سرزمین, در اختیار انها قرار دهد مورد بررسی قرار گرفت . مجموع تلاش این زوج باستان شناس کتابی شد با عنوان " نیاکان اسمانی " – در بخشی از این کتاب امده است که :  اقوامهای بسیاری در این سرزمین ظهور کردند مثل " اولمک " ها  – " مایا "ها و " کوروتیکان "ها و سرخپوستانی که منشع اصلی انها به یکی ازگنجینه سرخپوستان منابیدرستی معلوم نیست , شاید بتوان انها را اعضای ویژه " اینکا"ها قلمداد کرد . تمدن این قوم ویژه در حد فاصله دریاچه " نیکاراگوا " و" اکوادور " یعنی کشورهای " کاستاریکا " – " پاناما " و" کلمبیا" فعلی ساکن بوده اند و از انها به عنوان سرخپوستان " چیبچا " یاد میشود , مهارت خاصی در کارهای طلاسازی, براق نمودن وسایل مسین با استفاده از نوعی شیره گیاهی و زراندود نمودن وسایل زینتی ساخته شده از استخوان و سنگهای قیمتی را دارا بودند . در میان اشیا یافته شده از منطقه " چیبچا " تعدادی کلاهخود طلائی – زنجیرهای طلائی با حلقه های یکپارچه یا نظر قربانیهای از جنس کریستال یا عقیق مشاهده میشود که شگفت انگیزند . در چهارمین سفر " کریستف کلمب " به سرزمین تازه کشف شده , بومیان تزئینات گرانبهای از طلا را که به شکل انسان با کله حیوانات و تندیس کوچک زنان , خفاش , مارمولک, عنکبوت , عقاب بودند را پیشکش اورده بودند . ان تندیسهای کوچک طلایی از عقابها در واقع " مرغ اتش " بودند که بیشتر شبیه هواپیما بودند تا پرنده جاندار زمینی و شاید هم خواسته بودند سفینه فضایی را باسازی کرده باشند . و اما شکل ظاهری ان عنکبوت ها شبیه به تصاویر کشف شده در روی دشت " نازکا " در کشور پرو میباشند که تنها از اسمان قابل مشاهده است. سرامیکهای ظریفی از این منطقه بدست امده است که طرح های بسیار جالبی بر انها نقش بسته است که مشاهده انها انسان را بیاد طرح های مشابه در مکزیک – یونان و افریقا می اندازد . البته این صنعتگران در برابر سورخپوستان " منابی " مبتدیانی بیش نیستند – که در ادمه مطلب به انها نیز اشاره خواهد شد.

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

 کتابخانه وبلاگ

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 4:56 قبل از ظهر |