یکی از بازدیدکنندگان وبلاک خانم " اعظم کاشانی " دانشجوی سال سوم معماری – در ایمیلی فرمودند :
برادر ارجمند جناب جلال صیادمیری- شما مطالب مختلفی از باستان شناسی در وبلاک قرار دادید, اما مطلب قابل توجه ای درباره جزیره " ایستر " که به حق یکی از اسرار امیزترین مکانهای باستان شناسی است در وبلاک شما دیده نمیشود و متاسفانه اطلاعات مستند و جامع در اینباره در وبلاکهای فارسی بچشم نمیخورد خواهر عزیزم : حق با شماست, اما باور بفرمائید مشگلات روزمره و بخصوص معاش برای زندگی اجازه بسیاری از کارها را از ما گرفته است – اما حقیر تا انجا که در توان داشتم مطالب مختلف باستان شناسی را در این وبلاک جمع اوری کردم . درباره جزیره ایستر هم بنده در یک مطلب کوتاه با همین نام و همچنین در لابلای مطلب " تمدنهای گمشده " اشاره مختصر اما مفید به این مقوله داشته ام . اما حق با شماست و این مطلب را به شما و تمام دوستان عزیزم هدیه می کنم – معماهای بسیاری در مورد جزیره " ایستر " وجود دارد . همین معماها باعث شده تا محققان و باستان شناسان, تئوریهای مختلفی را در مورد این جزیره بیان کنند . یکی از این محققان " لین همیلتون " میباشد که ما گوشه ای از کتاب " این مجسمه های گریان " را بطور خلاصه برای شما بازگو کردیم . او نزدیک 12 کتاب از اماکن باستانی و بخصوص امریکای جنوبی را به رشته تحریر دراورده است . امیدوارم مطلب فوق توانسته باشد شما را با گوشه ای از حقیقت جزیره ایستر اشنا کرده باشد . از تمام دوستانی که با ارسال مطلب ما را در رسالتی که در پیش گرفته ایم یاری میدهند صمیمانه تشکر مینمایم - امیدوارم توانسته باشم گوشه ای از محبت شما را با درج مطالب مورد نظر شما جبران نمایم مطلب " اتلانتیس تمدن گمشده " که دوست نازنینم اقای " بهادر کاردل " برایمان ارسال کرده بود در جای خودش و در انتهای مطلب اتلانتیس قرار گرفت تا دوستان عزیز بهترین استفاده را از مطلب مورد نظر بنمایند .
جزیره ایستر یا جزیره الهامات عجیب
درباره جزیره " ایستر " حرفها و نقلهای فراوانی وجود دارد – از افسانه ها گرفته تا تحقیقات رسمی باستان شناسان, دانشمندانی هستند که ادعا می کنند این تندیس ها – تصاویری از غول ها هستند که توسط انسان به عنوان یادبود و یاداوری خاطره انها در جای جای کره زمین احداث شده اند . اما جزیره " ایستر "
مجموعه ای از این یادبودها را در خود جمع کرده است . این جزیره سنگلاخی لم یزرع و متروک محزون کننده که در شرق اقیانوس ارام به وسعت حدود 165.6 کیلومتر مربع واقع شده است – مسئله ای غامض و همچنین اسرار امیزی را در خود جای داده است . ساکنان گذشته دور این جزیره چه کسانی بوده اند.؟! مبداء نسل انسانهایی که در موقع کشف ان توسط اروپائیان در انجا ساکن بودند, چه چیز و از کجا بوده است؟! لوح های اعلان چه چیز می باشند؟ چه کسانی ان تندیس های مشهور را از سنگ تراشیده و در انجا مستقر کرده است؟! چگونه توانسته اند ان کار را انجام دهند و هدفشان چه بوده است؟! چه کسانی ان تونل های بزرگ زیرزمینی را که تا بستر اقیانوس کشیده شده اند را حفر و سنگهای انرا به بیرون حمل کرده اند؟* اینگونه سئوالها چندین دهه است که ذهن دانشمندان را به خود مشغول نموده است و گمان میرود تا مدتهای دیگر نیز ادامه داشته باشد و تلاش انها بی نتیجه بماند . اما محققین به این اسانی ها دست بردار نبوده و کورسویی در عمق تاریکی های ان که زمانی تصور می شد غیر قابل دسترس باشد به چشم میخورد گفته شده است که یک ماجراجوی انگلسیی به نام " دی ویس " در سال 1687 قدم به جزیره " ایستر " گذاشته است, اما سرزمین برهوت و بدمنظری که وی از ان سخن به میان اورده بود احتمالا بایستی جزیره " ماناگاروا " بوده باشد که در فاصله دوری در مغرب قرار دارد . اما افتخار کشف واقعی ان جزیره متعلق به دریانورد هلندی به نام " راج وین " است که در روز ایستر* 1722 وارد ان جزیره شد و به همان مناسبت نام انجا را "ایستر" گذاشت . بومیان جزیره "پولینزی" انجا را " ویهو " یا انتهای زمین مینامیدند . اولین تحقیقات جدی در انجا توسط ناخدا " جیمز کوک " و یک دانشمند طبیعی دان المانی به نام " جرج فاستر " به عمل امد که در سال 1774 قدم به ان جزیره
نهادند . ولی از مشاهده وضع ظاهری انجا دچار تعجب شدند, زیرا مشاهده کردند زمین انجا پوشیده از سنگهای اتشفشانی است و گیاهان نحیف و قلیلی در بعضی جاها روئیده است . بازدیدکنندگان اروپائی با اشگال در روی زمین های سنگلاخی حرکت میکردند- ولی بومیان پابرهنه انجا چست و چالاک از این صخره به ان صخره میپریده اند . " فارستر " تصویر مبهمی از ان جزیره را ارائه میدهد, که دور تا دور ان را صخره های ساحلی احاطه نموده و به وسیله دو تا سنگ نوک تیز که در نزدیکی جنوبی جزیره سر از اب بیرون اورده اند – نگهبانی میشود . یکی از ان سنگها که زیر تازیانه امواج قرار دارد – بصورت یک ستون عظیم سنگی است که سیمای مهیبی دارد . بومیانی که " فارستر " در انجا مشاهده کرده بود, انسانهای لاغر با پوست تیره قهوه ای با موهای مجعد مشکی و قد متوسط بوده اند . اما در میان انها انسانهای وحشی دیگری نیز به چشم میخوردند, انها انسانهای سفید پوست ریش داری بودند که معلوم بود چندین نسل است که در انجا بسر می برده اند . شرایط زندگی در روی صخره های انجا به طور مایوس کننده ای سخت و فقیرانه بود . برای مثال فقط یک چشمه اب شیرین در ان جزیره موجود بود که ساکنان انجا به نوبت برای اشامیدن و شستن خودشان استفاده میکردند .
" تاریخچه ای از بدبختی ها "
زمین لم یزرع و محزون کننده جزیره با ان کله های سنگی و تونل های زیر زمینی** اسرار امیز, خود باعث شایعه افسانه های گوناگون شده و از نظر نویسندگان رمان های علمی تخیلی نیز به دور نمانده است . مثلا یکی از این قبیل نویسندگان امریکایی عقیده دارد که ان جزیره باقی مانده یک دنیای دیگر بوده است که در اثر انفجار عظیم فضایی منهدم شده است . البته این تفکر افسانه ای بیش نیست ولی حالتی در این جزیره
کابوسها وجود دارد که وادار می کند ادمی فکر نماید که انجا باقی مانده یک خرده سیاره است . در زمان کشف انجا به دست " راج وین " حدود 5000 تا 6000 سکنه داشت که بعد از مدت کمی بنا به دلیل موجهی شروع به ظنین و بدبین شدن به تازه واردین نمودند . زیرا کاشفین هلندی بدون دلیل بر روی انها اتش گشوده و 12 تن از انها را کشتند, و از ان تاریخ به بعد زندگی انها با بدبختی های متوالی مواجه شد . در بین سالهای 1859 تا 1862 ماجراجویان کشور " پرو " انجا را مورد تاخت و تاز خود قرار داده و تمامی ساکنان انجا از جمله پادشاه انها به نام " ماراتا " را اسیر نموده و با خود بردند . عالیجناب "جاسن " اسقف تائیتی شدیدآ به "لیما"*** اعتراض کرد, در نتیجه ان تعداد از بازماندگان اسرای بدبخت اجازه یافتند تا به جزیره خود برگردند . تازه همین تعداد قلیل مراجعت کننده نیز به اردوگاه های کار اجباری در پرو گرفتار امراضی چون ابله – جذام – سفلیس و دیگر امراض شده و با خود این بیماریها را ارمغان اورده بودند. زمانیکه پدر " آیراد "از اولین گروه میسیونرهای مذهبی در سال 1864 وارد جزیره شد – چند صد نفر از بومیان فقیر و بیچاره باقی مانده بودند . با وجود اینها – ناخدای کشتی ای که پدر " ایراد " را به انجا اورده بود, انها را نیروی کار رایگان خوبی برای کشاورزی در تائیتی تشخیص داده و حدود 100 نفر از انها را انتخاب کرده و با خود برد . بدین طریق, دومین مهاجرت اجباری انها محسوب می شد و ان تعداد نیز که باقی ماندند با مشگلات تازه ای مواجه شدند . ماجراجویی به نام " داتروکس – بورنایر " خود را به انجا رسانده و ادعا نمود که ان جزیره را حاکم تائیتی خریده است و به همین دلیل مالک انجاست و چنان ان بدبختهای بیچاره را اسیر خود نمود که تصورش هم مشگل است . انها ذاتا" ادمهای صلح طلب و ارامی بودند و انقدر فشار به انها امد که مجبور به طغیان شدند و " داتروکس " راکشتند . بعدها ان جزیره جزء مایملک خانواده " برندر " قرار گرفت و در سال 1888 انجا را به کشور شیلی فروختند که حالا نیز در اختیار ان کشور قرار دارد .
" راز مجسمه های ایستر "
وقتی در مورد جزیره " ایستر " فکر می کنیم بلافاصله به یاد ان کله های سنگی عظیم می افتیم که از سنگهای اذرین تراشیده شده و جزء عجیب ترین یادگارهای بجا مانده محسوب میگردند که تا امروز در جایی کشف شده است . 300 عدد از ان کله های سنگی را در دهانه تنها کوه اتش فشان موجود در انجا تراشیده و سپس تا فواصل حدود 16 کیلومتری جابجا نموده و در جاهای مورد نظر نصب نموده اند . بعضی از ان کله های غول پیکر حدود 30 تن وزن دارند – ارتفاع انها بین 4 تا 22 متر است ولی یک کله حجاری شده ناتمام باقی مانده است که قد ان کمتر از 55 متر نمیباشد . وقتی از بومیان در مورد مبدآ زمانی و دلیل کندن ان کله های سنگی سئوال شد – هیچ کدام قادر به پاسخ دادن نشد . دلیل ان بدون شک این بود که افراد باسواد و بامعلومات انها به همراه شاه اسیر و از ان منطقه برده شده بودند . اگر انها زنده مانده بودند شاید حقایق زیادی از گذشته دور اجتماع خود و شاید هم اسرار امیزترین تمدن روی زمین را برای ما بر ملا میکردند . غیر از کله های سنگی تعدادی لوح چوبی با نوشته هیروگلیف امریکایی ماقبل کریستف کلمب نیز در انجا کشف شده اند که چوب انها بومی نمی باشد و همچنین اخیرا" نوشته ای در دره " ایندوس " کشف شده است که متعلق به 3000 سال قبل از میلاد است.! برای مدت طولانی چنین تصور می شد که ان الواح غیر قابل کشف رمز هستند, اما کلید رمز انها توسط همان اسقف " جاسن " که انها را از قید و بند " پرو "یی ها نجات
داد کشف شد – اما از نظر علم پوشیده بماند , تا اینکه انسان شناس المانی بنام " تامس بارتل " تحقیقات بیشتری در این رابطه بعمل اورد . وی در سال 1953 به تعدادی از یاداشتهای اسقف " جاسن " دست یافت – او با پرس و جو کردن از بومیان اسیر تائیتی در مورد لوح هایی که بومیان " الواح اعلان " مینامیدند, اطلاعاتی بدست اورده و تا حدودی موفق به کشف رمز انها شده و یاداشت برداری کرده بود, " تامس بارتل " بدون فوت وقت راه افتاد تا بقیه یاداشتهای اسقف " جاسن " را پیدا نماید . سازمان مقدسی که "جاسن" به ان تعلق داشت, دارای ستادی در " برین – لو – کامت " بلژیک بود . اما وقتی " تامس بارتل " به انجا رسید به وی اطلاع دادند که ستاد پدران روحانی به جای دیگری انتقال یافته است – جستجوهای وی بالاخره او را به صومعه "گروتافراتا" واقع در پای تپه های "البان " کشاند و او موفق به یافتن بقیه یاداشت های با ارزش شد . قسمت اعظم یاداشتهای پدر روحانی به سبک نگارش " باستر وفدان " قید شده بودند – یعنی یک خط از سمت چپ به راست و سطر بعدی از راست به چپ نوشته شده بود و اغاز مطالب از خط زیرین به بالا بود و خطوط یک درمیان نیز وارانه نوشته شده بود . در بخشی از ان چنین میخوانیم : انها از " رنجیتی " امده و پا به خشکی گذاشتند و روحانیان ما را بسوی خدای رنجیتی راهنمون شدند .. این موضوع ثابت می کند که بومیان جزیره " ایستر " منشاء " پولینزی " داشتند و در حدود 1000 تا 1300 میلادی از جزایر پولینزی که گرفتار انفجار جمیعت بوده اند به انجا مهاجرت کرده اند – خصوصا" از ریاتی یا همان رنجیتی – بدین طریق مشخص می شود که ان کله های سنگی بر خلاف تصورات قبلی چندان باستانی نیست ( در حدود 1000 تا 700 سال پیش ) و قدیمترین انها احتمالا در تاریخ 1250 میلادی حجاری شده است و شاید به عنوان سمبل اجداد با عظمت خود محسوب شده و دارای ایین و مراسم قربانی انسان نیز بودنده اند . حالا یک معما باقی میماند و ان در این موضوع است که ان جزیره نشینان چگونه توانسته اند ان کله های سنگی عظیم را در مسافت طولانی حمل نموده و در محل مورد نظر نصب کنند.؟ پرفسور " تور هییردال " سرپرست تیم تحقیقاتی " کان تیکی " ادعا مینماید که ان کله های سنگی را به وسیله طنابهای بافته شده از الیاف نخل رافیا و الیاف سایر گیاهان به روی کنده های درختان مهار نموده و در روی سطح شیبدار با بستر سنگهای صاف و ماسه به جلو کشیده اند . اما بومیان جزیره درختی نداشتند تا از تنه های ان وسیله غلطان بسازند, زیرا زمین جزیره سنگی است و خاک چندانی ندارد تا بتوان درختی را به بار اورد . حقیقت اسرار امیز دیگر این است که صورت بعضی از کله های سنگی را جهت مخالف برگردانده اند و تعدادی نیز ناتمام رها شده است . به عقیده بعضی از دانشمندان قابل قبولترین توجیه ان امر این است که یک انقلاب مذهبی به وسیله نسل های جدید به وقوع پیوسته و عبادت به سیاق پیشینیان را منسوخ نموده است . در هر صورت این پایان شگفتی جزیره ایستر نیست, در اینده ارتباط ایستر را با اتلانتیس بازگو خواهم کرد – تئوری دیگر و نظری دیگر درباره " ایستر جزیره الهامات " .


جزیره ایستر و بناهای مشابه
شاید بسیاری دیگر از معمای جزیره ایستر هرگز فاش نشود . در بین انها میتوان به تونلهای زیر زمینی و ترتیب چیدن کله های سنگی که ادمی را بیاد دایره شگفت انگیز " استون هنج " ویا نحوه قرار دادن سنگهای " منهیر"ها در بریتانی می اندازد – اشاره کرد .
Yahoo ID = Jalal_webid
ادامه مطلب


چرا و چگونه این معما شکل گرفته؟؟!! زیرا این تصور وجود دارد که " 
اما
خشک و گرم آن سرزمين ، اقدام به خشک کردن اجساد
در حالی که تمام اهالی از شهر میگریختند -
" 
