تبليغاتX
دنیایی بی جواب

نينل کولاگينا دختر جواني بود که در صليب سرخ ارتش روسيه کار مي کرد در اواخر جنگ در 14 سالگي توسط ترکش توپهاي آلماني زخمي شد بهبود او مدتها به طول انجاميد. نينلبعدها به خاطر آورد:((يکروز بسيار خشمگين بودم . داشتم به طرف قفسه ظرفها مي رفتم که تنگ آبخوري تا لبه قفسه لغزيد پيش آمد افتاد و شکست.))اتفاقات مشابه ديگري هم روي داد. چراغها در مجاورت او خاموش و روشن مشد. ظروف چيني خود بخود از روي ميز بر زمين مي افتاد. ابتدا نينل فکر کرد ارواح خبيثه دور و بر او وجود دارد اما بعد احساس کرد که نيرويي که اشيا را به حرکت در مي آورد از درون خود اوست . او به تمرين تمرکز پرداخت و ياد گرفت که چگونه نيروي خود را متمرکز کند. يکي از اولين دانشمنداني که به او توجه کرد ادوارد نامف بود . او مقداري چوب کبريت را بر روي ميز پراکنده کرد و دختر دستش را بر روي آنها به حرکت در آورد وتوانست آنها را به جنبش وا دارد و بر زمين بريزد. آزمايشات ديگري انجام شد 60 فيلم از او گرفته شد که کار هاي او را نشان ميداد. در طي جالب ترين آزمايشي که فيلمبرداري شد تخم مرغي در يک ظرف آب نمک خود بخود شکسته شد.نينل با تمرکزي دقيق در حالي که چند متر دورتر از ميز ايستاده بود توانست زرده را از سفيده جدا کند . الکترود هاِِ که به او متصل شده بود نشان مي داد که او تحت فشار شديد روحي و فکري است . دکتر گنادي سرگيف که آزمايشات را رهبري ميکرد ميزان ميدان الکترواستاتيک را در اطراف نينل اندازه گيري کرد . در لحظه اي که  او شروع به جدا کردن زرده از سفيده نمود ضربان ميدان به چهار سيکل در ثانيه رسيده بود . دکتر سرگيف نتيجه گرفت که اين ارتعاشات مانند امواج مغناطيسي عمل مي کنند بمحض آنکه ارتعاشات مغناطيسي يا امواج شروع مي شود باعث مي شوند اشيايي که او فکر خود را بر آنها متمرکز مي کند . حتي اگر شي غير مغناطيسي باشد به صورت مغناطيسي  عمل  کند او با اين طريق ميتواند اشيا را از خود دور يا بسوي خود جذب کند. یک مطلب دیگر درباره دو برادر که تله پاتی بسیار پر قدرتی دارند . این دو برادر سوئدی توسط یک تیم مجرب پزشکی المانی مورد ازمایشهای مختلف قرار گرفتن . انها از فاصله هزاران کیلومتری با هم دیگر ارتباط برقرار میکنند . در مطلب اینده از این دو برادر بیشتر خواهم گفت

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 30 اسفند1383 و ساعت 8:49 بعد از ظهر |

  خون اشام 

خون آشام ، ومپایر و دارکولا همه بیانگر موجودی هستند که شبهنگام در زیر تاریکی از قبر بیرون می‌آیند و به دنبال انسانها و موجودات می‌گردند تا خون آنها را بمکند. تقریبا در تمام ملل موجود خون آشام وجود دارد از چین گرفته تا بریتانیای قدیم ] نکته خارج از دستور :  راستی می‌دونید چرا می‌گن بریتانیا. چون مثل اینکه هنگامی که پادشاه یکی از کشورهای اروپایی ( فکر کنم اتریش بود ) وارد این جزیره می‌شود می‌بیند مردم این جزیره تماما روی بدن خود خالکوبی دارند. و هر کسی برای هرچیز روی بدن خود خالکوبی می‌کند. دریانورد کشتی، اهنگر نعل و .. و همه مردم روی بدنشان خالکوبی دارند. هنگامی که از کشتی پیاده می‌شود از وزیرش می‌پرسد اینجا کجاست. وزیر می‌گوید اینجا بریتانیا است ( بریتانیا یعنی سرزمین مردمانی که دارای خالکوبی هستند ) خب از بحث اصلی خارج شدیم بریم سر بحث خودمون [   البته کیفیت انها فرق می‌کند. افسانه دراکولا مثل اینکه ابتدا از خاور دور آمده است. اما مهد انها سه نقطه در دنیا است. رومانی، کارپات و ترانسیلوانیا. در گذشته فکر می‌کردند برای اینکه انسان خون‌آشام شود باید یک خون اشام او را گاز بگیرد. مشهور است که اگر زنی حامله به خون‌اشام نگاه کند بچه وی خون آشام می‌شود. در ایتالیای قدیم برای شناسایی خون آشام پسر بچه نابالغی به پشت بر مادیانی باکره سوار می‌کردند و از حیاط کلیسا آن را به طرف قبرستان هی می‌کردند. اولین قبری که اسب کنار آن می‌ایستاد صاجب آن حتما خون آشام بود. برای از بین بردن آن باید آب جوش را از سوراخی که در کنار قبر وجود دارد به داخل آن ریخت. این سوراخ معمولا در کنار قبر خون‌آشام ها قرار دارد. راه دیگر برای کشتن ان زدن گلوله‌ای نقره‌ای که از یک صلیب آب شده به دست آمده به قلب اوست. برای اطمینان بیشتر باید دهانش را با سیر پر کرد و سرش را گوش تا گوش برید. خون آشام ها از نور میترسند و در زیر نور ماه و خورشید فعالیت نمی‌کنند چون قدرتشان به طرز وحشتناکی کم می‌شود. از صلیب هم می‌ترسند. می‌گویند خون آشام افراد بدکاری هستند که به علت کارهای خلافشان نفرین شدند که تا آخر جهان روحشان سرگردان بماند. البته اینها همش خرافه است. از لحاظ علمی این موجودات وجود ندارند  .  اما ومپایر یا خفاش خون آشام واقعیت دارد. این خفاشها که از انها تنها سه گونه در امریکای مرکزی و لاتین وجود دارد به نام علمی Desmodus rotundus  شناخته میشوند. این خفاشها از خون موجواتی چون گاو، پرندگان بزرگ‌، اسب، سگ و خوک تغذیه می‌کنند. این خفاشها در هنگام خواب به قربانیان خود حمله می‌کنند و برخلاف اینکه اکثر مردم فکر می‌کنند خون را نمی‌مکند بلکه با زائده‌ای که در بالای دهان دارند و شبیه یک چاقو عمل می‌کند پوست قربانی را یک خراش سطحی داده و با زبان خود شروع به لیس زدن خون بیرون زده از زخم می‌کنند. در بزاق آنها موادی وجود دارد که باعث منعقد نشدن خود تا هنگامی که وی به لیس زدن ادامه می‌دهد می‌شوند. البته ماده ای بیحس کننده هم در بزاق انها وجود دارد که باعث می‌شود فرد قربانی سوزش محل زخم را حس نکند. البته این خفشها انقدر خون فرد را نمی‌خورند که باعث مرگ  شود و ضمنا موارد حمله انها به انسانها هم به ندرت گزارش شده است

دکتر سینوهه

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 28 اسفند1383 و ساعت 6:15 بعد از ظهر |

  اهرام از نگاه لوموند        

       

كهن ترين بنايي كه در پرده اي از ابهام پوشيده شده و هنوز باقي مانده است ، با كليه پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي در دنياي امروز، باز هم اعصار مجهول تاريخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتي انسان نمي تواند به دقت قديم و آثار قديمي ،سنگهاي ساختماني را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روي هم چيدن سنگهايي به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه كه با دقت و وسواس عظيم در بناي هرم بزرگ به كاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات رياضي ما در اندازه گيري ابعاد زمين و حركت سياره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بناي هرم بزرگ برخوردار نيست . اينكه چرا هنوز در تهيه و تدارك وسايل اندازه گيري لنگان لنگان به دنبال انسانهاي ماقبل تاريخ هستيم ، چگونه اين تمدن درخشان ، هرمهاي مصر ، در برهه اي از زمان درخشيده و سپس ناپديد شده است ، بر ما پوشيده مي باشد . هنوز كاملأ مشخص نيست كه آيا اين قدرت علمي و هنري كه انسان امروز  تنها گوشه اي از آن را دريافته است ، از يك مغز فوق انسان و يا منبع فكري خارق العاده است . اين امكان را هم مذهب و عرفان تاييد مي كند . امكان ديگر رسيدن اين تمدن پيشرفته از خارج كره زمين به ساكنان زمين است و يا البته لزومأ نمي توان گفت كه يكي از اين نظريات درست است . با توجه به آنكه بشر امروز هنوز در تنگناي اين تمدن سردرگم است و مي انديشد كه اين اين امر يك مسئله خارق العاده و خاص مي باشد و لذا سبب آن نيز خاص است ، در هر حال منبع و منشا اين ظرافت هنري و علمي در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه اين ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفي برخوردار است كه در طول تاريخ انسان ها نظير آن مشاهده نشده است و هر جسم يا ساختمان هرمي شكل كه دقيقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب ميدان مغناطيسي زمين قرار گيرد ، مي تواند به پيرايش ، انعكاس و تمركز ميدان هاي انرژي منتهي شود . از آزمايش هاي متعددي كه در درون اجسام هرمي شكل با ابعاد چند سانتي متر يا چند متر انجام شده ، اين نتيجه حاصل گرديده است كه نوع جسم يا ماده اي كه در ساختمان اين اهرام به كار مي رود ، به هيچ وجه در ماهيت ميدان هاي انرژي كه در درون آن ها متمركز مي شود ، تاثير ندارد .

"نتايج آزمايش هاي انجام شده "

1- غذاهاي فاسد شدني تا مدتها مديد بدون فساد در درون هرم باقي مي ماند

2- آب هاي آلوده ، تصفيه و عاري از ميكروب مي شوند *در مورد اين ازمایش در فصول آينده بيشتر صحبت خواهيم كرد

3- نباتات با سرعت بيشتري رشد مي يابند

4 - فلزات زنگ زده ، جلا و صيقل اصلي خود را باز مي باند

5 -  انسان ها به استراحت بهتري دست يافته و نيز به قدرت انديشه آدمي افزوده مي شود

6-  آرامش و درمان امراض رواني با سهولت بهتري انجام مي شود

مسئله اي كه براي اولين بار منتهي به كشف اين خواص در اجسام هرمي شكل گرديده ، ملاحظه اين حقيقت بود كه حيوانات مرده در اندرون آرامگاه اصلي فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولي فاسد نشده اند در نتيجه اين مشاهده بود كه بشر متوجه گريد كه شايد شكل خاص هرم در اين پديده دخالت داشته باشد . براي تحقيق اين موضوع هرمي به ارتفاع75 سانتيمترساختند و جسد يك گربه را مستقيمأ در زير راس هرم و به فاصله يك سوم ارتفاع  هرم از پايه آن قرار دادند و مشاهده كردند كه گربه چندي بعد بدون هرگونه تجزيه و فساد به مومياي تبديل شده است . در آخر نتايج اين آزمايش منشر شد ، اعلام گرديد كه بين شكل اهرام و اثرات فيزيكي و شيميايي و بيولوژي فضاي داخل آن نسبت هاي معيني وجود دارد و با رعايت اين نسبت ها مي توان اثرات ناشيه را تشديد نمود .

 بر خلاف تصور عمومي كه به مدت 500 سال هرم گيزا را تنها آرامگاهي بزرگ براي خئوپس تصور مي كرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده هاي خود بزرگ بيني مي دانست ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بناي شگفت انگيز ، گنجينه اي از علوم مهندسي ، رياضي ، ژئودزي ، اختر شناسي ، معماري و ديگر دانش هاي شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گويااين ساختمان هرمي شكل همچون كتابي سنگي بازگو كننده دانش و تكنولوژي آن روزگاران است .

مورخين ، جهانگردان و دانشمندان عليرغم وجود اهرام بي شماري كه در سرتاسر زمين (چين ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمينه هرم گيزا بوده است كه كتابها نوشته اند و پژوهش ها كرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد كه از نظر محققان 6 هرم كه قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، كمال هندسي و محاسبات رياضي در سطح پايين تر قرار دارند و در 23 هرم ديگر كه پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت كار به نحو محسوسي كاسته شده است

هرم بزرگ در 16 كيلومتري غرب قاهره در زمين مسطحي به وسعت 6/2كيلومتر مربع از دشت جيزه مشرف به نخلستانهاي دره نيل بنا گرديده و سطح زير بناي آن كه اندكي بيش از 13 جريب را مي پوشاند با دقتي معادل چند ميليمتر اختلاف تسطيح شده است

دانشمندان پر آوازه جهان در پي مطالعه و محاسبات گسترده خود به اين نتيجه شگفت انگيز دست يافته اند كه ابعاد هرم گيزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد كره زمين است . يعني نه تنها طول پيرامون قاعده هرم برابر طول نيم دقيقه قوس نصف النهاري است كه از راس هرم گذشته و دلتاي رود نيل را در بر ميگيرد ،بلكه دانش نوين پيراميدوگرافي ثابت كرده است كه بسياري از ابعاد بنيادين بخش هاي گوناگون هرم گوياي شمار روزها ، سالها و سده هاي شمسي اند

ولي متاسفانه نحوه محاسبه اين اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنين مداركي كه سطح جنوبي هرم يافت شده است كه ثابت مي كند مصريان از اين سطح به وسيله پديده اي كه فلاش نام گرفته ، روزهاي تعديل بهاري و پاييزي را تعيين مي كرده اند . افزون بر اين نور انقلاب زمستاني نيز توسط گوي زريني كه دو راس هرم قرار داشته اعلام مي نمودند .

براي ساختمان اين اهرام ، دو ميليون و ششصد هزار قطعه ، سنگ هاي ساختماني تراشيده شده ، از گرانيت و سنگ مرمر با وزن هايي از 2 تا 70 تن با دقتي بي مانند در حدود جزئي از ميليمتر تراشيده شده تا بنايي به ارتفاع 140 متر پديد آورده است . نكته جالب اينكه در احداث زاويه ها و شيب هاي هرم ، عامل دقيق و پيشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطيح و هموار كردن چندين هزار هكتار زمين دشت جيزه براي زيربنا و محوطه پيرامون هرم و نيز تراش و صيقل دادن آن قطعات عظيم سنگي ، چنانچه از برگردان حروف هيروگريف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنين از گفته هاي كاهنين به هرودوت (پدر تاريخ)بر مي آيد ، مصريان پستي و بلندي هاي مسطح زيرپي را به وسيله آب ، هموار و محوطه را تسطيح و تراز مي كردند . مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .

" برخي از مشاهدات درمورد هرم  "

بسياري سال پيش ، گروهي از مردم به طور اتفاقي متوجه شدند كه صداهاي غير عادي به مانند زمزمه هاي نامفهوم از اهرام به گوش مي رسد . با توجه به آنكه صدا و صوت نوعي انرژي است ، اگر مصر قديم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا اين حد آشنايي داشتند ، كاملأ منطقي به نظر مي رسد كه جنبه هاي اكوستيك معماري در ساختمان هرم رعايت كرده باشند و حقايق مشهود نيز اين گمان را تاييد مي كند . در تمدن و فرهنگ ملل قديم به خصوص در افسانه هاي ملت چين مكرر از نوعي نداسنگ ، يافت مي شود . اين سنگ ها از نوع يشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوايي خوش شبيه به آهنگ موسيقي شنيده مي شود . چيني ها اين طنين را صدايي آسماني و نداي بزرگ طبيعت مي ناميدند

سر ويليام ، دويست سال قبل يك خبرنگار كنسول الجزيره در گالري بزرگ اهرام هرم گيزا ، براي اولين بار متوجه شد كه صدا در اين فضا به وجهي غير عادي تشديد و طنين انداز مي شود ، اما چنانكه بعد ها مشخص شد ، اين تشديد صدا محدود به هرم بزرگ نيست . بسياري از افراد ادعا كرده اند كه صداهايي غيرعادي به مانند زمزمه هاي نا مفهوم كه از راه دور به گوش مي رسيد از هرم هاي كوچك (مدل) نيز شنيده اند . از زمانهاي بسيار قديم ، پزشكان به اين حقيقت آشنا بودند كه صداي موسيقي در شفاي پاره اي امراض به خصوص بيماريهاي رواني اعجاز مي كند . رشد گياهان را سرعت مي بخشد و در حيوانات و انسانهايي كه در معرض انواع صدا قرار مي گيرند ، تغييرات و تحولات كاملأ محسوسي پديد مي آورد و اينك بر اساس دانش جديد همه اين پديده ها نشانگر آن است كه امواج صدا حامل نوعي انرژي هستند كه عميقأ بر روي سلولها اثر مثبا يا منفي باقي مي گذارند . در مصر قديم ، صدا به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي براي درمان بيماريها به كار گرفته مي شد . يونانيان ، ايرانيان ، هنديها، سرخپوستان آمريكا و بسياري از قبايل بدوي از اين سيستم معالجه سود مي گرفتند .فيثاغورث حكيم يوناني در مورد آزمايش هاي خود از صدا به عنوان يك نيروي خلاق نام ميبرد كه ارتعاشات آن هم جنبه مادي و فيزيكي و هم اثرات معنوي دارد . او مدعي بود كه اين علم را در انجمن ها ي سري مصر فراگرفته است .يكي از جالبترين تجربيات در مورد تاثير صدا به وسيله خانم دورتي رتالاك همسر يك موسيقيدان به عمل آمده است

" شعاعهاي نوراني اهرام "

گزارشهاي ديگر درباره هرم بزرگ حاكي است كه گهگاه شعاع هاي نوراني دايره اي شكل ، اطراف هرم را در بر مي گشود و يا صدا هايي ناله مانند از پيكره ابوالهول شنيده مي شود . به هر صورت طبيعت انرژي در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ايجاد و كاربرد قدرت هاي كيهاني هرچه بوده باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه هم اكنون اين نيرو ها در هرم حضور دارند و زماني كه به شناسايي و نحوه عمل اين نيروها آگاه شويم شايد به استقرار تمدني بنيادي و اصولي توفيق فراهم يافت .

يكي از نويسندگان به نام پيتر تامكينز به نقل از سر ويليام سيمونز يكي تز مخترعين انگليسي مي گويد :در مسافرت به مصر و بازديد از هرم گيزا هنگاميكه در فضاي باز راس هرم ايستاده بودم ، بر حسب تصادف دستهاي خود را به طرف بالا بردم و دريافتم كه با حركت انگشتانم ، صداي تخليه الكتريسيته استاتيك از خازني به گوش مي رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتي همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در اين حالت بر آن شدم جرعه اي از شرابي كه به همراه داشتم بنوشم ولي با نزديك نمودن بطري به لبانم ناگهان يك شوك الكتريكي ايجاد گرديد . به دنبال كشف اين پديده تدبير جالبي انديشيده و يك روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافي به دور شيشه شراب پيچيده و بدين سان بطري را به يك خازن الكتريسيته تبديل نمودهم ، آنگاه بطري را در بالاي سر خود نگاه داشتم . در اين حال به روشني صداي تخليه الكترسيته استاتيك به گوش مي رسيد . سر ويليام مي افزايد : سپس به يكي از همراهان نزديك شده و دست او را لمس نمودم ، در اين حالت شوك الكتريكي شديدي ايجاد شد به گونه اي كه وي ناگزير به گريختن از راس هرم گرديد

" بمباران اتمی اهرام "

سال 1961 ميلادي را مي توان سرآغاز دگرگوني در بررسي اسرار هرم گيزا دانست . . در اين سال دكتر لويي الوارز، برنده جايزه نوبل در رشته فيزيك بر آن شد كه اسرار درون هرم گيزا را كشف نمايد . وی بر این باور بود كه اين بار با روشي كاملأ نوين و جدا از شيوه هاي آزموده شده پيشين احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق هاي پنهاني درون آن راه يابد . در اين هنگام كه شايد از صدها پژوهشگر اهرام ازسراسر جهان با بي صبري در انتظار پايان آزمايشها و اعلام نتيجه نهايي بودند  بمباران اهرام بيش از 2 ميليون بار توسط دكتر كهد كه همكار دكتر الوارز ، آغاز گشت . ليكن با نهايت تاسف و ناباوري پس از تجزيه و تحليل نتايج به دست آمده توسط كامپيوتر هاي پيشرفته دانشگاه قاهره پاسخي كه انتظار مي رفت به دست نيامد . پس از سپري شدن نزديك به يك سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان ياد شده ، يكي از خبرنگاران روزنامه تايمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاري كه در 14 جولاي 1969 در اين روزنامه به چاپ رسيد گفت اهرام تمامي قوانين شناخته شده دانش فيزيك را رد مي كند ، زيرا متاسفانه هر بار نتيجه به دست آمده آزمايش را به كامپيوتر داده ايم پاسخي كاملأ متفاوت با پاسخ هاي پيشين دريافت داشته ايم . دكتر كهد مسئول طرح بمباران اهرام نيز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگليسي مي گويد : اينك ناچاريم يكي از اين دو فرضيه زير را بپذيريم

یک - با توجه به شكل هندسي و ابعاد و موقعيت جغرافيايي اهرام ، احتمالأ نيروهاي مرموز و نا شناخته اي در كارند كه مانع انجام عمليات شده و يا به گفته ديگر سردرگمي كامپيوتر ها را موجب مي شوند

دو - برابر پيش بيني هاي به عمل آمده از سوي فراعنه در هزاران سال پيش همچنين به باور اهالي بومي دشت گزا ، گرفتار نفرين فراعنه آرميده در درون اهرام ميشویم

 Jalal.Sayadey@Gmail.com

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه 27 اسفند1383 و ساعت 11:30 بعد از ظهر |

خانم مابل چینری Mabel Chinnery  در یکی از روزهای سال 1959 برای سر زدن به  قبر مادرش به قبرستان شهر رفت . او با خود تنها یک دوربین آورده بود تا از قبر مادرش چند عکس برای یادگاری برداردبعد از اینکه چند عکس از قبر گرفت ناگهان‌، بدون هیچ مقدمه‌ای به سوی شوهرش که تنها در ماشین به انتظار او نشسته بود برگشت  و یک عکس هم از او گرفت . بعد از ظهور فیلم، این دو زوج بسیار تعجب کردند از اینکه دیدند یک نفر هم که عینکی بر چشم دارد بر صندلی عقب ماشین نشسته بود. خانم چینری بلافاصله اون فرد را شناخت. او مادرش بود ( زنی که آن روز برای دیدار از قبرش رفته بود ) این عکس برای اطمینان از واقعی بودن و جلوگیری از هرگونه تقلب و یا انعکاس نور اطراف در شیشه عقب در اختیار کارشناس قرار گرفت. او شهادت داد که این عکس یک عکس صد درصد واقعی است

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه 25 اسفند1383 و ساعت 10:9 بعد از ظهر |

اودبو   مرد 45 ساله افریقایی  است . او و خانواده اش یک زمین کشاورزی دارند که از پدر به پسر رسیده . او هرگز درس نخوانده  همانطور که پدرش نخوانده  . او حتا شمردن هم بلد نیست . و برای رسیدگی به امور مزرعه از برادر زاده اش کمک میگیرد . یکروز برای کاری به شهر میرود  . هنگامی که میخواسته از خیابان عبور کند ماشینی با سرعت زیاد به او میخورد  او مدت یک هفته بی هوش به روی تخت بیمارستان افتاده است . پزشکان میگویند او ضربه مغزی شده و امیدی به زنده ماندنش نیست . اما روز هفتم چشمهای او به ارامی باز میشود . اما اودبو دیگر ان مرد بی سواد سابق نیست . برای او محاسبه اعداد چند رقمی مثل ابخوردن است . او معادله های را حل میکند که یک فرد اشنا به حساب و ریاضی باید ساعت ها با ماشین حساب به ان نتیجه برسد. یک تیم پزشکی حرفه ای از انگلیس مدتها با او کار میکنند . ازمایشات زیادی از او میگیرند  . اما هیچ جوابی برای گفتن ندارند..... اودبو مدتها تیتر اصلی روزنامه های شرق و غرب بود  ( روزنامه دیلی ترگراف  اکتبر ۱۹۷۳ )                                         

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 22 اسفند1383 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |

تویاش دختر یک خانواده فقیر هندی است . خانواده او حتا دهلی پایتخت هند را ندیده اند. تویاش تا 9 سالگی هیچ مشکلی ندارد او هم مثل تمام دختران روستایشان بازی میکند . یا به مادرش کمک میکند . اما یکروز هنگامی که از خواب بلند میشود  . حرفهای میزند که خانواده اش تعجب میکنند او از خانواده ای حرف میزند که در لیورپول انگلیستان است او میگوید پدر و مادرش در ان شهر هستن. انروز خانواده به او میخندد  اما دختر دائم گریه میکند و پدر و مادر خود را میخواهد . . او را کتک میزنند . و بعد از مدتی به خیال اینکه جن زده شده او را پیش طبیب روستا میبرند . اما دعاهای طبیب نه تنها اثر ندارد بلکه حال دخترک خراب و خرابتر میشود . انها مجبور میشوند توباش را به شهر ببرند تا یک روانپزشک او را ببیند . در بیمارستان دکتر از دوست خود که یک پزشک انگلیسی است میخواهد تا دخترک را معاینه کند . هنگام معاینه پزشک انگلیسی بسیار تعجب میکند . چگونه دختر بچه ای که برای اولین بار به شهر امده انقدر دقیق نام محله های لیورپول را میداند . عاقبت مجبور میشود ماجرا را برای سفیر انگلیس در هند بگوید با تعقیقات سفارت مشخص میشود . خانواده ای را که دخترک در انگلیس نام میبرد وجود دارد . او حتا نام برادر . همسایگان و بستگان خود را در لیورپول کاملا دقیق گفته انها متقاعد میشوند تا او را به انگلیستان ببرندو برای اطمینان افراد نامبرده را با چند نفر دیگر نزد دختر میاورند . او پدر و مادر انگلیسی  خود را شناسایی . برادران خود را به اسم صدا میزند . تعجب بر تمام مردمان انگلیس سایه می افکند . چگونه ممکن است..؟ اما چیزی که قدرت تفکر را از انها گرفته بود . حکایت غریبی بود  ان خانواده 9 سال پیش دخترشان امیلی را بخاطره بیماری از دست داده بودن . ایا ممکن است روح امیلی دوباره در وجود دختری دیگر بدنیا بیاید...؟    (مدرک :  شما اگر از یک انگلیسی که 50 یا 60 سال داشته باشد بپرسید این داستان را با اب وتاب برایتان میگوید ) تمام روزنامه های انگلیسی  9/2/1965              

                                                                            

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 22 اسفند1383 و ساعت 5:37 بعد از ظهر |

این عکس در سال 1919 برداشته شده است که در سال 1975 توسط سر ویکتور گودارد، افسر بازنشته‌ی نیروی هوایی سلطنتی انگلستان، منتشر شد. این عکس اسکادران تحت فرماندهی گودارد را به تصویر می‌کشد که در پایگاه دریایی ددالوس  خدمت می‌کردند. در پشت سر سرباز نیروی هوایی که در ردیف اول، نفر چهارم از چپ،  می توانید به وضوح تصویر یک مرد را ببینید. گفته شده که  این تصویر متعلق به فردی جکسون است، که تصادفا دو روز پیش در جریان راه اندازی یک هواپیما کشته شد. مراسم تدفین او در همان روزی بوده که این عکس برداشته شده. اعضای اسکادران به راحتی چهره او در عکس را شناسایی کردند.

چهره در قاب

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 21 اسفند1383 و ساعت 7:0 بعد از ظهر |

 

رویای خانم  گری از سری رویدادهایی است که در تاریخ به عنوان خبراز آینده در رویا ثبت شده است . خانم گری در خواب مردی را دید که بر ارابه مرده‌کشی نشسته بود و مرد از او پرسید : خانم، آیا هنوز آماده نیستید؟ دوشیزه گری در حالی که در را به شدت به هم می‌کوفت و می‌بست در پاسخ به مرد فریاد کشید .اه..نه.. و ناگهان از خواب بیدار شد . او چهره شیطانی مرد را در خاطر داشت و این قضیه را به چند تن از آشنایان خود گفت . چند هفته بعد او وارد فروشگاهی بزرگ شد. و می خواست با آسانسور به طبقات بالای فروشگاه برود. هنگامیک که در آسانسور برای ورود به آن باز شد، ناگهان خانم گری با دیدن چهره متصدی اسانسور خشکش زد. او همان مردی بود که چند هفته پیش در خواب دیده بود که بروی ارابه مرده‌کشی نشسته است. او هنگامی بیشتر ترسید که متصدی اسانسور به او گفت :        خانم آیا هنوز اماده نیستید ..؟دوشیزه گری با حالتی هراسان فریاد زد : نه ..سپس بی انکه سوار اسانسور شود، گذاشت اسانسور با سرنشینان دیگر بالا برود . هنگامی که آسانسور به طبقه چهارم فروشگاه رسید ناگهان کابل بالابرنده ان پاره شد و اسانسور سقوط کرد و همه سرنشینان ان در دم کشته شدند . این ماجرا گواه است که که هشدارهایی از جهان ارواح به خانم گری داده شده و جان او را نجات داده است .

توضیح :در مستند بودن اتفاق بالا تردید نیست، چون من ان را از چند منبع مختلف مطالعه کردم. اما روایات آن مختلف است. یک روایت همان اتفاق بالا است که من آن را در یک کتاب خواندم. اما روایت دیگری نیز از این حادثه است که من در دو یا سه کتاب اونو خوندم . در این قضیه همین اتفاقات برای یک سفیر یا کاردار سفارت اتفاق می‌افته اما با این تفاوت ها . سفیر شبح رو در خواب نمیبینه بلکه اونو تو باغی که در جلوی قصر قدیمی متعلق به یکی از دوستانش که تو ایرلنده می بینه .  سفیر شبح رو در حالتی میبینه که داره یک تابوت  رو به دوش میکشه . هر دوبار هیچ صحبتی بین سفیر و شبح رد و بدل نمیشه و سفیر فقط با دیدین چهره اون شبح وحشت میکنه 

                              

دکتر سینوهه

                

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه 20 اسفند1383 و ساعت 7:8 بعد از ظهر |

آيا جورج بوش همان دجال است؟

مقدمه :  اگر یادتان باشد چند شب پیش در مقدمه نوسترآداموس (3)مطلبی را عنوان کردم تحت عنوان پیشگوئی علم اعداد درباره "رئیس جمهور امریکا جرج بوش" هر چند در این وبلاک اصلا کاری با سیاست نداریم . اما خواستم دوستان را با یکی از روشهای پیشگوئی انهم در عصر جدید اشنا کنم  امیدوارم شما هم مثل من از این مطلب لذت ببرید 
اخيرا در يكي از سايت هاي اينترنتي خبري با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: " جورج بوش یک دجال است.؟"

در اين مقاله اينترنتي تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numberollgy) ، پيشگوئي هاي (نوستر اداموس ) طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش  در جريان انتخابات  و پيشگوئي هاي كتاب مقدس به نوعي اين نكته القا شود كه ( جورج بوش ) همان دجال و يا ( آنتي كريست ) ذكر شده در كتاب مقدس است . در اين مقاله در حد حوصله خوانندگان محترم نكات مهم و حائز اهميت و جالب توجه اين مقاله و اسناد , آن را يك به يك عنوان مي كنيم . اما قبل از پرداختن به اسناد ، بيوگرافي خاصي را كه از (George Bush)در ابتداي اين مقاله ارايه شده ذكر مي كنيم ، سپس به مستندات مي پردازيم:

او كسي است كه كوكائين مصرف مي كرده و دوستانش او را به عنوان يك الكلي عياش بدخلق مي شناسند.او شكست هاي تجاري متعددي داشته كه به كمك دوستان ثروتمندش از آنها خلاصي يافته است. وي فرماندار ايالت تگزاس بوده و در طول فرمانداري او در تگزاس بدترين اخبار از اين ايالت گزارش شده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم كه؛ تگزاس داراي بالاترين آمار كودكان فقير(2/26 درصد) در بين ايالات متحده است و( 5/24 درصد) مردم اين ايالت از بيمه درماني برخوردار نيستند.مطالعات اخير وزارت كشاورزي در مورد ايالت تگزاس نشان مي دهد كه 5 درصد از خانواده هاي تگزاس اكثر اوقات چيزي براي خوردن پيدا نمي كنند.
اين ايالت كمترين هزينه سرانه خدمات اجتماعي را نسبت به ديگر ايالت ها داراست.در پنج سال اخير وي كليدهاي رهايي مردم تگزاس از فقر و تنگدستي را در دست داشت اما با غروري كاذب سهم طبقات ثروتمند تگزاس در پرداخت ماليات را كاهش داد و از اين راه آنها را مبلغان انتخاباتي خود كرد. تگزاس بيشترين درصد بازداشت ها و زنداني ها را داراست. در تگزاس براي يك سياه آمريكائي 6 برابر يك سفيد پوست احتمال دريافت حكم اعدام وجود دارد، تا يك سفيد پوست براي كشتن يك سياه پوست.
در تگزاس براي اولين بار پس از جنگ هاي داخلي يك خانم (Karla faye Tucher) به مجازات اعدام محكوم شد.

و اما اسناد مورد بحث :

سند اول : « تشخيص دجال از طريق علم اعداد » :

در انجيل براي اينكه آيا شخصي دجال است و يا خير ، راهي از طريق علم اعداد داده شده است:
1 –
انجيل مي گويد اين عدد 666 و مربوط به يك مرد است. روش كار به اين شكل است كه به هر يك از حروف لاتين از A تا Z از 1 تا 26 را اختصاص مي دهند كه اگر اين اعداد را براي نام جورج دبليو بوش محاسبه كنيم چنين مي شود:
7 + 5+15+18+7+5
براي جورج ، 18+5+11+12+1+23براي دبليو (Walker) و 8+19+21+2 براي بوش كه جمع همه آنها مي شود 177=7+7+1=15=5+1={6}كه اين اولين شش ماست.
دومين شش را مي توان از روي تاريخ تولد وي يعني 6 جولاي 1946 به دست آورد. به اين ترتيب كه اگر ارقام جولاي را كه هفتمين ماه ميلادي است به بقيه اعداد به اين شكل جمع كنيم 7+6+1+9+4+6=33مي شود 33=3+3={6} كه دومين شش را به دست مي آوريم.
سومين شش را مي توان با توجه به اين مطلب كه هدف ابتدايي دجال غلبه بر كل جهان و تقديم آن به شيطان است و اولين قدم در اين را فرمانداري تگزاس بوده است پيدا كرد. بوش براي اولين بار در هشتم نوامبر 1994 به فرمانداري تگزاس انتخاب شد كه باز هم اگر ارقام اين تاريخ را با هم جمع كنيم خواهيم داشت:
1+1+8+1+9+9+4=33
33=3+3={6}
كه مجددا سومين 6 را با ما مي دهد.
حال اگر تاريخ رياست جمهوري رسيدن وي را نيز در نظر بگيريم كه 20 ژانويه 2001 بوده است مجددا به عدد 6 مي رسيم كه مي توانيم آن را جايگزين سومين عدد شش مربوط به دوران فرمانداري او كنيم:
1+1+0+2+0+0+1={6}

شايد برايتان حيرت انگيز باشد كه چرا پدر وي به هنگام نامگذاري او نام هربوت را قبل از كلمه (Walke) از نام وي حذف كرد؟ آيا آن راهي براي پيشكش پسرش به شيطان نبوده است؟
George= 6
حرف ، WALKER= 6 حرف ، BUSHJR ريشه آلماني آن Busche نيز داراي شش حرف است كه دوباره سه شش را تشكيل مي دهد.
اگر هنوز متقاعد نشده ايد بايد بدانيد كه شانس رخداد چيزي شبيه به حالت فوق به طور اتفاقي و تصادفي 1 در 000/000/000/100 است كه بيش از 16 برابر كل جمعيت بشر است. حال اگر باز هم تصور مي كنيد كه اين يك تصادف است بد نيست به اين ضرب المثل و به تبع آن دومين سند دقت كنيد كه مي گويد: « شخصي را از طرفدارانش بشناس ».

سند دوم : « حمايت گروه هاي شيطان پرست » :

وي در طول دوران مبارزان اوليه اش در گروههاي شيطان پرست نيوهامپشاير حضور يافت و اين واقعه اي بود كه به طور گسترده در رسانه هاي خبري پوشش داده شد و اين در حالي بود كه يك تجمع نفرت آور از ساحره ها و جادوگران از سراسر نيواينگلند گردهم آمدند تا صعود وي به مقام رياست جمهوري را پيش بيني كرده و جشن بگيرند.

سند سوم : « پيشگويي هاي نوسترآداموس » :

ميشل نوستر اداموس (1566 – 1503 م ) يك پزشك و منجم فرانسوي بود كه كتابي با بيش از 900 پيشگوئي درباره حوادث فرانسه و كل جهان نگاشته است. وي پيشگوئي هاي خود را به صورت مصراع هاي آهنگين نگاشته كه هب دليل برخورداري از دقت زياد بسيار مورد توجه بوده اند. يكي از پيشگوئي ها كه اخيرا در اينترنت نيز وارد شده اين است كه:
هزاره مي آيد، ماه دوزادهم، در خانه نيرومندترين قدرت و آدم سبك مغز روستايي مي آيد تا ادعاي رهبري كند. وي سپس ادامه مي دهد :
يك فرد مشكوك از سلطنت دور مي شود با اينكه عده زيادي از آن حمايت مي كنند و او راي عمومي را به دست مي آورد اما گروهي اجازه نمي دهند كه او حكمفرما شود.
اين مطلب به نظر مي رسد كه تماما در مورد (آل گور) رقيب بوش باشد وي اضافه مي كند به حكومت رسيدن بوش مصادف با آمدن ستاره دنباله داري است به نام Hale Bop. سال هاي 95 تا 97 : يعني زمان شروع و آغاز مقدمات مبارزات انتخاباتي بوش و سال 97 : يعني زماني كه از وي به عنوان نامزد رياست جمهوري سخن به ميان آمد آخرين حد روشنائي اين ستاره دنباله دار بود. او در ادامه مي گويد:
پس از روي كار آمدن وي قتل عام شديدي صورت مي گيرد و صدها تن به انتقام بر مي خيزند و سپس كسي مي ايد {از طرفداران بوش } كه مانند (هاني بال ) است.
هاني بال ژنرال سياهي بود كه با فيل هايش براي تسخير روم حركت كرد اما در نهايت شكست خورد ، در اينجا (كولين پاول ) سياه پوست كه هب طرف عراق (بابل ) حركت مي كند مورد نياز است. قابل ذكراست كه اين پيش گويي ها با تفصيلات بسياري ادامه مي يابد كه مجال پرداختن به همه آنها و توضيح دقيق و با جزئيات انها نيست.

سند چهارم : « پيشگوئي هاي انجيل » :

اين پيش گويي ها بر اساس مكاشفه عجيب دانيال نبي است كه تعبير آن اين چنين است:
وي ( دانيال نبي ) مي گويد: در ايلام {susa سمت مشرق بابل در عراق } در پيش روي خود قوچي دو شاخ را ديدم { اشاره به صدام حسين } و شاخ هاي وي بلند بودند { اشاره به اينكه او چهارمين ارتش ثدرتمند جهان را داشت }. يكي از شاخ هاي بلندتر از ديگري بود و بعدا بلندتر شد { اشاره به نيروه هاي نظامي عادي و گارد جمهوري عراق دارد كه بعدا شكل گرفت و به هفت لشكر تقسيم شد } اين قوچ را مي ديدم كه به سمت شمال {كردها و ايران } و جنوب {كويت } حمله مي كند. و هيچ نيروئي نمي توانست او را از اين اعمالش باز دارد. او به بزرگترين قدرت در منطقه تبديل شد. در حالي كه به اين قوچ مي انديشيدم. ناگهان بزي با يك شاخ از غرب آمد در حالي كه تمام كره را مي پيمود بدون اينكه زمين را لمس كند {اشاره به جورج دبليو بوش و نيروي هوايي وي دارد } او به طرف قوچ دو شاخ آمد و به او با خشم زياد حمله كرد و قوچ توانايي ايستادگي در برابر آن را نداشت. و بز پشت او را به زمين زد. بز خيلي بزرگ و برتر شد اما با وجود قدرتش شاخش شكسته بود {جورج بوش پدر به خاطر تصويب حمله هوايي آمريكا به عراق يكسال بعد رياست جمهوري را از دست داد}. به جاي شاخ قبلي وي چهار شاخ رشد كرد{ وي سه پسر و يك دختر داشت كه به دليل(لوسمي 2 ) فوت } و به جاي آنها شاخ ديگري رشد كرد { اشاره به جورج دبليو بوش } كه ثروتمند بود و به طرف غرب و جنوب رفت { وي بيشتر دوران جواني خود را در قماربازي و شراب خواري گذراند و بعدها به فرمانداري تگزاس رضايت داد و سپس به رئيس جمهوري رسيد} و به طرف سرزمين زيبا { يعني خاورميانه } لشگر كشي كرد. او خود را برتر از همه و به عنوان رهبر گروه خود معرفي كرد {رهبر ائتلاف عدالت بي پايان } و بعد من شنيدم كه فرد مقدسي به فرد مقدس ديگر مي گفت: چقدر طول مي كشد تا رويايي دانيال تحقق يابد. او جواب داد 2300 روز و شب و اين جنگ {جنگ خاورميانه } شش و نيم سال به طول خواهد انجاميد كه باعث مرگ و مير و خرابي هاي ناباورانه مي گردد. زماني كه من در حال ديدن اين رؤيا بودم و مي كوشيدم آن را بفهمم پشت من كسي ايستاد كه مردي بود {در انجيل پسر خدا } عيسي (ع) و به جبرئيل گفت كه جبرئيل به او بگو كه اي پسر ! بدان كه اين رويا به اخرالزمان مربوط مي شود و اين در حالي بود كه او در نزديكي جايي كه بودم آمد و من هم از ترس به سجده افتادم.

 

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 19 اسفند1383 و ساعت 1:27 قبل از ظهر |

پزشکی انگلیسی ساکن بمبئی جهت درمان غده ای که بازوی یک مرد هندی را مبتلا کرده بود و می‌رفت که به جاهای دیگر بدن او نیز سرایت کند، مجبور شد که دست آن مرد را قطع کند. وی دست قطع شده او را در یک شیشه الکل قرار داده و به کلکسیون خود در خانه شخصی خودش اضافه کرد. در سال 1892 اتش سوزی بزرگی شهر بمبئی را ویران کرد و از جمله خانهای آتش گرفته خانه دکتر بود و اکثر کلکسیون وی نابود شد که دست مرد هندو نیز  از این جمله بود.هنگامی که دکتر به زمان بازنشستگی خود رسید با پاره‌ای  از نسوج انسانی خود که از گزند اتش در امان مانده بودند، به انگلستان رفت.

از ان پس این پزشک و همسرش هر شب توسط شبحی که دست راستش بریده شده بود از خواب بیدار می‌شدند. این شبح مرد هندو بود. شبح میگفت که او مرده است و امده است تا دستش را پس بگیرد. او میگفت که دستش برای اینکه بدنش را کامل کند و دوره زندگی برون جسمیش را کامل کند احتیاج دارد.

این ماجرا تا 4 سال ادامه داشت. روح هر شب ظاهر شده و همین حرفها را بیان میکرد و گاها در میان شیشه های بافت انسانی به دنبال دست گم شده اش می‌گشت.

تا اینکه دوست پزشک، که خود پزشک حاذقی بود از بیمارستانی در لندن تقاضای یک دست از یک مرد هندو را کرد و از درون سالن تشریح دست مرد هندو را بردی و به خانه دکتر بود. ان شب وقتی مرد هندو به خانه پزشک آمد بین شیشه‌ها را جستجو کرد و شیشه‌ی حاوی دست را برداشت و در حالی که به شدت عصبانی بود شیشه را به زمین زد و شکست و بعد ناپدید شد. دکتر به سرعت رفت تا ببینه که چرا روح شیشه را شکسته. که دید چه اشتباه بزرگی کرده. اون دست چپ مرد هندو  را بریده بود. البته فردا پزشک دوباره به سالن تشریح رفت و دست راست وی را برید. و در شیشه گذاشت. در آن شب شبح از نو شیشه ها را وارسی کرد و با خوشحالی زیادی دست راست را در سرجای خود قرار داد و انگاه ناپدید شد و دیگر ظاهر نشد

 

نسخه انگلیسی داستان را میتوانید از ادرس زیر دریافت کنید:

http://www.horrormasters.com/Text/a0731.pdf

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در دوشنبه 17 اسفند1383 و ساعت 5:24 بعد از ظهر |

پیشگفتار

سلام : دوستان برام کامنت گذاشتن که مطالب پیشگويان بزرگ را چرا ادامه نمی دهم . اول اینکه شما فکر میکنید در جهان چند پیشگوی بزرگ داریم که پیشگوئیشان به واقعیت پیوسته . دوم اینکه مطالب باید مستند باشد تا خواننده کمی لذت ببرد . اما از اینکه میبینم این وبلاک اینقدر مورد توجه قرار گرفته  و دوستان با نظرات خود مرا شرمنده میکنند . باز میگویم " چشم" . دوستان خوب من امیر و  پویا عزیز  مطلب امشب من درباره نوستراداموس است . اما شما اگر ارشیو مطالب را میخواندید , می دیدید اولین پیشگوی که من معرفی کردم نوستراداموس بود . اما همانطور که خود میدانید  گاهی برای نوشتن یک مطلب تمام منابع شما کامل نیست و گاهی اتفاق می افتد شما بطور اتفاقی به یک مطلب برمیخورید . حال چه در اینترنت چه در یک روزنامه محلی به عنوان مثال . چندی پیش مطلبی از فاکس نیوز میخواندم(دمت گرم ل . ق ) درباره پیشگوئی با استناد به علم اعداد  که خیلی جالب بود . در این مقاله یک سئوال پرسیده شده بود . که آيا جورج بوش همان دجال است؟ در کتاب مقدس انجیل و تورات دجال و يا ( آنتي كريست ) به کسی خطاب میشود که منفورترین و پلیدترین موجود نزد خداوند است . و سپس پیشگوئی های نوستراداموس درباره این موضوع . که به امید خداوند در اولین فرصت انرا در وبلاک خواهم گذاشت تا دوستان هم از مطلب استفاده کنند و هم با علم پیشگوئی اعداد اشنا شوند . اما از سخن اصلی دور نشویم پس میبینید گاهی شما دنبال مطلب میرويد گاهی هم مطلب شما را پیدا میکند . حال شما جای من, وبلاک نويسی که جای خود را دارد.  خوب زیاد حرف زدم بريم سر مطلب امشب

نوستراداموس " مقاله دوم 2 "

غيبگويی های نوستراداموس که  تا زمان انقلاب فرانسه هیچ  شهرتی نداشت .اما در همان زمان  غيبگويی های او سراسر اروپا مشهور گرديد ولی بعد بدست فراموشی سپرده شد.تا اينکه در زمان انقلاب فرانسه رباعيات او بار ديگر بچاپ رسيد و در بين اشعار مزبور اين رباعی بمناسبت اينکه با اوضاع روز تطبيق ميشد نام او را مشهور کرد.
سال هزار هفتصدونوددو بعد از ميلاد تصور ميشود. که عصر جديدی در زندگی مردم بوجود می آيد که سبب تغييرات عظيم خواهد شد
گرچه سردمداران فرانسه افراد مادی بودند و بعلوم ماورا عقيده نداشتند اما بمناسبت اين رباعی , او را تجليل کردند.زيرا تاريخی که نوستر در دويست سال قبل ذکر کرده بود مطابق با بحبوحه انقلاب فرانسه بود که در زندگی سياسی و اجتماعی فرانسه و اروپا تاثير گذاشت.
يا
۴۰۰ سال بعد را اينچنين پيشگويی کرد:(جنگ جهانی دوم)
يک سردار, از آلمان بزرگ خواهد آمدوپيشنهاد کمک ظاهری خواهد کرد . اما اميرالامرا ميداند که وی حيله بکار ميبرد بهمين جهت شورش بوجود آمد و جويهای خون براه افتاد.
در اين رباعی منظور نوستراداموس از امیر الامرا همانا بزرگترین زمامدار میباشد که در اين مورد استالين است و سردار بزرگ هيتلر و کمک ظاهری و حيله, پيماني است که در سال ۱۹۳۹ ميلادی بين آلمان و روسيه بسته  شد و هر دو ميدانستند که آن پيمان اساس و عمق ندارد وبين آندو جنگ شروع شد.
يا در رباعی ديگر ميگويد:
از درياچه لمان نصايح فراوان پديدار ميشود روزها و بعد هفته ها وماه ها و سالها ميگذرد
ولی عاقبت همه دچار فتور ميشوند و آنهايي که اندرز ميدادند تاسف ميخورند که چرا حرفي بي فايده زدند.

در اين رباعي نوستراداموس از جامعه ملل نخستين که بعد از جنگ جهاني اول در سويس و در کنار درياچه لمان تاسيس شد گفته و ميرساند که در  آنجا حرفهايي اميد بخش زياد زده شده ولي عاقبت همه سست شده و خود جامعه ملل از بين رفت وشرکت کنندگان آن پشيمان شدند.
اعدام لوئی شانزدهميکی از عجيبترين و براستي عبرت آورترين رباعيات نوستراداموس رباعي مخصوص اوست .که در آن اعدام لويي
شانزدهم را پيش بيني کرده است . همه ميدانند که لوئي شانزدهم و ملکه ماری آنتوانت که اولي پادشاه و دومي ملکه فرانسه بود در زمان انقلاب آن کشور از پاريس فرار کردند که از مملکت خارج شوند ولي در ٬قصبه وارن٬ جلوی آنها را گرفتند و به پاريس برگرداندند.و همين موضوع مقدمه اعدام لوئي شانزدهم و همسرش گشت. در شبي که آندو از پاريس فرار کردند لوئي لباس خاکستری رنگ پوشيده بود و علاوه بر ملکه فرانسه دو نفر از شاهزاده خانمها با وی بودند و از جنگلي تاريک گذشتند تا بقصبه (وارن)رسيدند و تمام اين نکات تاريخي در اين رباعي که ۳۰۰ سال قبل ار آن واقعه سروده شده وجود دارد
در تاريکي شب؛از راه جنگل؛با ملکه ها مي آيد
او لباس تيره ای در برداشت وارد٬وارن٬شد
فرار٬کاپ٬ توليد طوفان کرد آتش و خون برخاست و بريده شد
در اين رباعي مقصود از ملکه ها ؛شاهزادهای هستند که با لوئي همراه بودند(خواهر و دخترش)
و مقصود از کاپ همانا کلمه کاپه است که انقلابيون فرانسه لويي
شانزدهم را با ان اسم مي خواندند. که اينکه توليد طوفان ميکند که بالاخره فرارش منتهي بقطع سرش شد. در اين رباعي که تقريبا ۳۰۰ سال قبل از واقعه فرار لويي  است حتي محلي که جلوی او را در انجا گرفتند و همانا اسم ملقب به لويي شانزدهم و لباسش و راه جنگل و.... نوستراداموس پيشگويي کرده که در قبال اين پيشگويي با اسم و رسم ؛انسان هر قدر منکر پيشگويي باشد نمي تواند از ابراز تحسين خودداری کند.
در مورد حادثه
۱۱ سپتامبر و قرن ۲۱ و جنگ جهاني سوم هم پيش بيني های جالبي کرده . که من در اولین مطلبی که در مورد 11 سپتامبر نوشته بودم ( به ارشیو مراجعه شود ) هم  بیت انگلیسی و هم فارسی انرا برای شما دوستان توضیح دادم  . اما یک نکته, کتابی که من مطالعه کردم دقیقا تاریخ چاپش 1369 ش .ق و جالب است که عده ای میگویند : اینها (حادثه 11 سپتامبر ) را مترجمان کتاب میگذارند تا مردم کتابشان را بخرند  اما دوستانی که مطلب امروز را خواندن متوجه شدن این پیشگوئیها مال یک یا دو واقع نیست . البته چون کتاب به صورت رباعی های رمزدار نوشته شده . معنی شدن انها مشکل است . اما در موارد بسیار این رباعی ها روان میشود و یا چون پیشگوئی به واقعیت تبدیل میشود  درک مطالب راحت و بقول شاعر معما چو حل گشت اسان شود . اما پیشگوئی 11 سپتامبر بصورت کامل : اسمان در چهل و پنج درجه ميسوزد . دو ساختمان بلند دو پرنده بلند پرواز در 581 و دود و آتش در شهر جديد در آن سوي اقـــــيانوس ها پرنده در آتش و زجه مادري به گوش ميرسه به طور ناگهانی آتش بزرگ و پراکنده شعله ور ميشود!  نيويورک بين مدار چهل و 11 سپتامبرچهل و پنج درجه در آمريکاست . New یعنی جدید و شهر جدید همان نیویورک است . دو ساختمان بلند  را دیگر همه میشناسند و دو پرنده اتشین همان هواپیماهای مسافربری در اینجا عددی بچشم میخورد 581  من فکر میکنم تعداد مسافر پرواز اول باشد که 581 مسافر با خود حمل میکرد اگر دوستان چیزی بفکرشان میرسد کامنت بگذارند . و  " ناگهان آتش بزرگ و پراکنده شعله ور ميشود" همان جنگ خانمانسوز افغانستان و عراق است که تا امروز مادران بسیاری را داغدار کرده و دعا کنیم هر چه زودتر این جنگ تمام شود . اما نوستراداموس اين قدرت را از وقتي که به داخل اهرام مصر رفت بدست آورد و اينطوری که خودش نوشته از پدرش يک نامه بهش ميرسه که ميگه: بزودی از اين دنيا خواهم رفت. اگر به ديدارم نرسيدي قبرم را بشکاف و نامه ای را که برايت نوشته ام از درون تابوتم در بياور.لازم به ذکر است که دليل اينکه پدرش نامه را در قبرش گذاشته اين بوده که علاوه بر اينکه نامه به رمز بوده و مفاد نامه فقط بايد بدست نوستراداموس ميرسيده نه شخص ديگر. و همچنين خانوداه نوستراداموس تحت نظر و پيگرد حکومت بوده تا جايي که مادر ظهور و سقوط ناپلئون بناپارت -پیشگوئی سفر به ماه - مرگ  کندی - بمباران اتمی ژاپن ....نوستراداموس که زني خيرخواه و طرفدار مظلومين بوده به جرم جادوگری و غيبگويي به آتش کشيده ميشود. پس از این ماجرائی عجيبی برای نوستراداموس  اتفاق می افتد و نمی تواند  به موقع بر سر بالین  پدرش حاضر شود  از جمله معالجه کردن يک دختر فلج در کليسايي که همين عمل باعث ميشود وی به دلايلی که درحوصله اين مقاله نيست به زندان بيفتد به موقع به پدرش نميرسد. اما پس از معالجه کردن يکي از شاهزادگان آزاد و موقعي نزد پدرش ميرسد که او مرده است. و بنا به درخواست پدرش قبر او را باز و نامه را بر ميدارد.
سرگذشت وي پس از معرف شدنش توسط تک تک کساني که او را ميشناختند و با او در ارتباط بودند و همچنين نوشته های خودش جمع آوری شده است. و افراد زيادی از جمله خدمتگزار پدرش که او را دفن کرده بود شاهدان این حادثه هستند  .

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 16 اسفند1383 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |

خون به حالت شوک دیابتی میرود. در این حالت ضربان قلب به شدت کم شده و نبض ضعیف می‌شود. بچه‌های وی به اورژانس زنگ میزنند و اورژانس که به محل میرسد از روی اشتباه فرد را مرده تشخیص داده و تقاضای پزشک قانونی میکند . پزشک قانونی بعد از رسیدن به محل بلافاصله با بررسی دقیق جسد ( البته زنده بوده ) پی میبرد که طرف زنده است و با عملیات اورژانسی زن را احیا میکنند. اکثرا این افراد درون تابوت این وضعیت را داشته‌اند یا سکته ناقص کرده‌اند یا هزار و یک دلیل ناشناخته دیگر .... جالب اینجاست در کالبد شکافی جسدهای سالم مانده مشخص شد این افراد بر اثر کاهش اکسیژن درون تابوت نمرده اند بلکه همه از حمله قلبی فوت کردند. بیدار شدن در آن فضا و دیدن خود در زیر حداقل یک خروار خاک چه وضعیتی به انسان می‌دهد؟!! بهتر است برای حسن ختام بگوییم که منشا این تحقیقات از یک جلسه احضار ارواح شروع شد که در آن روح دخترکی به بدن مدیوم حلول کرد و عنوان داشت که او چند روز پیش ظاهرا مرده است . ولی بعد از دفن درون قبر زنده شده است. او از حضار درون جلسه درخواست کرد به قبر او رفته و آن را نبش کنند. بعد از انجام این عمل دیدند جسد دخترک در همان حالت جمع شده قرار گرفته و قیافه بسیار هراس انگیزی دارد بررسی پزشکی قانونی مرگ بر اثر سکته قلبی را تایید کرد .

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 15 اسفند1383 و ساعت 10:0 بعد از ظهر |

سلام : شب و روزتان بخیر .قبل از هر چیز از تمام دوستانی که کامنت میگذارند سپاسگزارم.من سه وبلاک دارم اما مثل اینکه دوستان بیشتر دوست دارند اینجا کامنت بگذارند . در وبلاک زمین تنها نیست  یک مطلب نوشته بودم  که نشان میداد در کره مریخ یک کوه کوچکی است که تصویر یک انسان  در دل ان نقش بسته . واین تصویر در ساعت 18 به وقت زمین با مجسمه  ابوالهول در یک خط قرار میگیرد . برای همین ستاره شناسان نام ان کوه کوچک در مریخ را  صورت فرعون مینامند (اینهم یک پدیده دیگر از اهرام ) امیر و چند دوست دیگر بمن امیل زدند که این تصویر واقعی نیست  . و اصلا چنین کوهی در مریخ نیست . دوستان عزیز شما میتوانید در یاهو یا گوگل قسمت تصاویر را انتخاب کرده و  نام marsface تایپ کنید فکر کنم بالای یک میلیون تصویر از این حادثه بچشم بخورد مطمعن باشید تمام تصاویر واقعی هستن . موضوع دیگر در حفاری های اطراف اهرام ثلاثه چند قطعه سنگ بدست امده که در موزه لور پاریس است . در دل این سنگ 30 *45 تصویریست که دقیقا شبیه همان تصویریست که در دل مریخ نقش بسته . امیر عزیز میگویم دقیقا نه کمی شبیه هم . بزودی مطلبی درباره مریخ در همان وبلاک زمین تنها نیست خواهم گذاشت . واین مطلب را بخاطره اینکه در این وبلاک کامنت و امیل کرده بودی جواب دادم .شاید بپرسی برای چه اینکار را میکنند ؟ امروزه در همین زمین خودمان مکانهای بسیاری توسط طرفداران علم UFOLogey بصورت نشان درامده . مثلا در کشتزارهای گندم یا پارکهای بزرگ تصاویری هندسی با محاسبات دقیق و اشگال مختلف بچشم میخورد و شما اگر انرا از درون یک هواپیما ببینید از دیدنش لذت میبرید .  من درون یک سایت که در این زمینه فعالیت میکند مقاله ای را خواندم که در سراسر کره زمین حدود 3000 اشکال مختلف زیبا  توسط این  انجمن ساخته شده . تا پیامی باشد برای مسافران که از سیارات دیگر به زمین سفر میکنند. خوب من در این وبلاک برای اینکه مسیر عوض نشود به مطالب خودمان برمیگردم و دوستانی که به این مطالب علاقه دارند میتوانند مباحث را در وبلاک زمین تنها نیست دنبال کنند . امیدوارم توانسته باشم جواب شما را داده باشم

 

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 15 اسفند1383 و ساعت 9:57 بعد از ظهر |

بدون شرح

آبراهام لینکلن مدتی قبل از مرگش به اطرافیانش گفت: چند شب پیش خواب عجیبی دیدم .خواب دیدم که در کاخ سفید دارم قدم میزنم. صدای گریه و همهمه ای را میشنیدم اما از عزاداران خبری نبود. در همین بین به اطاق شرقی کاخ رسیدم. دیدم جسدی در روبروی من است و گارد احترام در اطراف او ایستاده و مردم آرام میگریند. از یکی از سربازان پرسیدم : اینجا چه اتفاقی افتاده است ؟ او با ناراحتی گفت : رئیس جمهور. او را با تیر کشتند. چند روز بعد ابراهام لینکلن توسط گلوله ی جان ویلکس بوث از پای در آمد. جسد وی را به اطاق شرقی کاخ سفید بردند.

 دو رئیس جمهور 

قتل پرزيدنت لينکلن و جان فيتز جرالد کندي با يک رشته اتفاقات مشابه به هم پيوسته است.ابراهام لينکلن در 1846 به کنگره راه يافت .کندي درست 100 سال بعد  به اين مقام رسيد. لينکلن به عنوان شانزدهمين رئيس جمهور در 6 نوامبر به اين مقام رسيد . کندي در 8 نوامبر .بعد از مرگ هر دو آنها دو نفر از اهالي جنوب به نام جانسون جانشين آنها شدند.اندرو جانسون در 1808 متولد شد ليندن جانسون در 1908 جان ويلکي بوث کسي که لينکلن را کشت در 1838 متولد شد .لي هاروي اسوالد متولد1938 بود. هر دو اهل جنوب بودند و هر دو قبل از رسيدن به دادگاه کشته شدند . بوث در تئاتر اوسترام به لينکلن سوء قصد کرد و از آنجا به انبار علوفه اي پناه برد اسوالد ماشه تفنگش را از پنجره انبار متروکي کشيد و بعد به تئاتر پناه برد . لينکلن در روز سوء قصد به يکي از محافظانش به نام ويليام. اچ. کروت گفت: "مي دانم کساني هستند که قصد جان مرا کرده اند.و ترديدي ندارم که اين کار را خواهند کرد اگر مقدر چنين است از آن نمي توان گريخت." کندي به همسرش ژاکلين و مشاور شخصيش کن اودانل چنين گفت:"اگر کسي بخواهد مرا از يکي از اين پنجره ها هدف قرار دهد.هيچکس نمي تواند کاري بکند بنابراين چرا بايد نگران باشم؟" حادثه بزودي بوقوع پيوست .چند ساعت بعد او کشته شد. هم کندي و هم لينکلن هر دو روز جمعه کشته شدند وهر دو ازپشت سر هدف قرار گرفتند وهمسرانشان  همراهشان بود . لينکلن در تئاتر فورد تير خورد.کندي سوار بر ماشيني بود که ساخت کمپاني فورد بود و لينکلن نام داشت و آخرين تقارن ناميمون آن بود که کندي منشي داشت به نام الین لينکلن که او را از رفتن به شهر دالاس قويا بر حذر مي داشت.

 

کندی... ابرهام لینکلن

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 14 اسفند1383 و ساعت 4:16 بعد از ظهر |

در پائيز ۱۹۳۹ وقتی ادولف هيتلر درصدد اغاز جنگ جهانی بود توجه ماگدا (همسر ژوزف گوبلز -وزير تبليغات المان نازی) به يک سری پيشگوئيهای عجيب جلب شد که ۴۰۰ سال قبل صورت گرفته بود.اين پيشگوئيها توسط يک فرانسوی بنام نوستر اداموس صورت گرفته بود و ظهور هيتلر و رايش سوم را پيشگويی کرده و نام او را بصورت هيستر اورده بود . بدبختانه هيچ يک از خوشبينانه ترين تفسيرها نمی توانست موفقيت رايش را وعده دهد .بناب راين  وزارت تبليغات پايان ماجرا را به نفع هيتلر جعل کرد  .نيروی هوايی المان در ۱۹۴۰ هزاران برگ از پيشگوئيهای نوسترادموس را بر فراز فرانسه و بلژيک پخش کرد و در انها پيش بينی شده بود که المان فاتح جنگ خواهد بود و جنوب شرقی فرانسه درگير جنگ داخلی خواهد شد .هدف اين بود که فراريان راه پاريس را بند نياورند و ارتش المان بتواند بدون دردسر در جاده ها حرکت کند .

 

در جواب اينکار اينتليجنس سرويس ( سرويس مخفی انگلیس ) نسخه اصلی پيشگوئيها را که به پيروزی متفقين بر نيروهای محور اشاره شده بود را منتشر کرد.

 

ميشل دونوستر ادام که بعدها نامش را لاتين کرد و به نوستر اداموس تغيير داد در ۱۵۰۳ در سنت رمی پروونس متولد شد .خانواده او يهودی الاصل بود و بعدها به مسيحيت گرويده بودند .ميشل جوان نيز کاتوليک بار امد.او دانش اموزی ممتاز بود که بعدها پزشکی حاذق شد و مخصوصا در معالجه طاعون تبحر فراوانی از خود نشان داد  .يکی از دلايل موفقيت او نگرفتن خون از بيماران بود که در قرن شانزدهم روشی انقلابی در طب محسوب می شد  .او در زمينه های ديگر نيز سرامد زمان بود.او ۱۰۰ سال پيش از گاليله گفته بود که زمين به دور خورشيد می چرخد

 

نبوغ او در زمينه پيشگوئی از ۱۵۵۵ به ظهور رسيد.در ان سال نخستين کتاب از کتب دهگانه اش را با نام قرون منتشر کرد که حاوی ۱۰۰ پيشگوئی بود و تمام انها بصورت شعر نوشته شده بود.او هرگز شيوه خود را در پيشگوئی اينده اشکار نکرد.او ظرفی از اب را روی سه پايه ای برنزی می گذاشت و بر ان خيره می شد.درست همانگونه که طالع بينها به حبابهای کريستال نگاه می کنند و ناگهان پيشگوئيهايی به ذهنش می رسيد.يک روز هنگامی که جوان بود و در ايتاليا سفر می کرد در برابر راهبی بنام فليس پرتی زانو زد و در برابر ديدگان حيرت زده حاضرين گفت:من در برابر مقام مقدس پاپ زانو می زنم.و در ۱۵۸۵ ان راهب با نام پاپ سيکتوس پنجم در راس کليسای کاتوليک قرار گرفت .

 

يکبار نيز وقتی به حضور کاترين دومديسی ( ملکه فرانسه ) رسيد پسرکی از درباريان همراه ملکه بود .او پيشگوئی کرد که ان پسرک روزی پادشاه فرانسه خواهد شد.ان پسر هنری ناوار بود که بعدها با نام هنری چهارم پادشاه فرانسه شد.يکبار در يک ضيافت يک نجيب زاده فرانسوی درصدد امتحان او برامد و از او خواست تا سرنوشت ۲خوک که در حياط خانه بودند را پيشگوئی کند.اداموس نيز پاسخ داد که نجيب زاده خوک سياه را خواهد خورد و خوک سياه طعمه گرگ می شود.نجيبزاده فورا دستور داد تا خوک سفيد فورا ذبح شود ولی بر سرميز شام به او اطلاع دادند که گله ای گرگ گوشت خوک سفيد را برده و او اکنون گوشت خوک سياه را می خورد.

 

نوستر مرگ خود را در ۱۵۶۶ پيشگوئی کرد.در وقت مرگ دستور داد صفحه ای برنزی که بر روی ان تاريخی حک شده بود را در تابوتش بگذارند.در۱۷۰۰او را نبش قبر کردند تا تابوتش را به مکانی مناسبتر منتقل کنند.درون تابوت بر روی ان لوح عدد ۱۷۰۰ حک شده بود.از انجا که او می ترسيد کميته تفتيش عقايد او را متهم به جادوگری کند پيشگوئيهايش را با رمز؛نماد و اشکال و وارونه کردن حروف کلمات به زبان لاتين يا فرانسه قديم و ....می نوشت.اين موضوع باعث تفاسير گوناگون و متضادی از پيشگوئيهای او شده است.اما بسياری از پيشگوئيهای او تا به امروز به حقيقت پيوسته است و مقام او را تا حد بزرگترين پيشگوی عالم بالا برده است .

 

 

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 14 اسفند1383 و ساعت 1:8 قبل از ظهر |